شکوه نجوا - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧ - خاطره اى از حاج ميرزا على هسته اى اصفهانى
است، هر صدايى را مىشنود و هر چيزى را مىبيند حتى قبل از آن كه معلوم و مسموع و مبصرى وجود داشته باشد. چگونه ممكن است صدايى را نشنود و ما از او درخواست شنيدن صدا و نداى خود را داشته باشيم؟
جواب آن است كه منظور از اين شنيدن آن معنايى نيست كه درباره ما انسانها مطرح است؛ يعنى ابتدا صدا به پرده صماخ خورده، آن را مرتعش مىكند و اين ارتعاش به وسيله اعصاب به مغز منتقل شده و زمينه ادراك روح در هنگام تعلق به مادّه حاصل مىگردد و اگر گوش، هوا و صماخ سالم نباشند، شنيدن تحقق نمىيابد. بلكه به معناى اجابت است. چنانكه در محاورات عرفى مىگوييم: «فلان شخص حرف مرا شنيد» و منظور ما ترتيب اثر دادن است نه رسيدن صدا به گوش او.
و شايد منظور از شنيدن، عنايت خاص باشد، همانطور كه ما با كسى حرف مىزنيم و او علاوه بر آن كه صدا به گوش او مىرسد، توجّه خاصى نيز مىنمايد، و اين توجه خاص، غير از فعل و انفعالات مادّى است كه پس از برخورد صدا با گوش صورت مىگيرد.
به هر حال منظور از شنيدن درباره خداوند، به معناى عنايت و توجّه خاص او و يا به معناى اجابت و ترتيب اثرى است كه از او درخواست مىكنيم. هر چند كه معناى دوّم به قرينه «و اقبل علي اذا ناجيتك» به همان معناى اوّل برمىگردد.