رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - وجه استفاده از واژه « زكات» در اين آيه
خار و خاشاك پنهان شود و آلوده گردد و رو به فساد برود. در سوره «اعلى» نيز كه بحث تزكيه نفس مطرح شده به همين معنا اشاره دارد:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكّى * وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى؛[١] رستگار شد آن كس كه خود را پاك گردانيد، و نام پروردگارش را ياد كرد و نماز گزارْد.
البته در سوره اعلى كه «تزكىّ» دارد باب «تَفَعُّل» است و در سوره شمس همين ماده از باب «تفعيل» به كار رفته است. در هر صورت، غرض اينكه لفظ «زكات» نيز همين معنا را افاده مىكند؛ يعنى اشاره دارد به اينكه اگر اين مقدار مال را ندهيد، در زير آلودگىها و پليدىها پنهان مىشويد و در معرض فساد قرار مىگيريد. به عبارت ديگر، دادن زكات علاوه بر اينكه موجب افزايش و رشد مال و دارايى انسان مىشود، موجب مىگردد كه نفس انسان نيز از قرار گرفتن در معرض فساد و آلودگى محفوظ بماند. بر اين امر شاهد قرآنى نيز وجود دارد؛ آنجا كه مىفرمايد:
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها؛[٢] از اموال آنان صدقه اى بگير تا به وسيله آن، پاك و پاكيزه شان سازى.
منظور از صدقه در اين آيه همان زكات است. در اينجا نمىفرمايد از مؤمنان زكات بگير تا اموالشان پاك شود و تعبير اين نيست كه «تطهر اموالهم»، بلكه مىفرمايد زكات مالشان را بگير تا خودشان پاك و پاكيزه شوند: تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها.
در بين متدينان و مؤمنان مرسوم است كه وقتى وجوهات شرعى خود را مىپردازند، مىگويند: مالمان را پاك كرديم. دليل اين امر نيز روشن است؛ چراكه وقتى خمس يا زكات به مال كسى تعلق مىگيرد بدين معنا است كه حق فقرا و سادات در اين اموال است و از اين جهت اين اموال اكنون غصبى و مانند مال دزدى است كه نجس و حرام است و با پرداختن حقوق واجب شرعى مربوط به آن پاك مىگردد. اما بحث آيه، همچنان كه اشاره كرديم، تطهير مال نيست، و مطلبْ بالاتر از اين است. آيه مىفرمايد وقتى از آنها زكات مىگيرى، نه تنها مال و اموالشان بلكه خودشان پاك و پاكيزه مىشوند. اما اينكه دادن
[١] اعلى (٨٧)، ١٤ و ١٥. [٢] توبه (٩)، ١٠٣.