رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - وجه استفاده از واژه « زكات» در اين آيه
چنين درختانى را كوتاه و به اصطلاح، هرس مىكنند. اين هرس كردن گرچه از شاخ و برگ درخت مىكاهد و حجم ظاهرى آن را كم مىكند، اما حقيقت امر اين است كه موجب رشد كمّى و كيفى ميوه و ثمره آن مىشود. يك نكته ناميدن زكات به اين نام اين است كه از زكات دادن نهراسيد و نگران اين نباشيد كه با دادن بخشى از اموالتان به عنوان زكات، از آن كم مىشود، بلكه به عكس، دادن زكات مانند هرس كردن درخت است و موجب افزايش و زيادتى مال و دارايى شما خواهد شد. در اين آيه اگر به جاى زكات واژههايى نظير: اعطاء، ايتاء و انفاق به كار رفته بود طبعاً اين نكته مهم و لطيف از آن استفاده نمىشد.
نكته ديگرى كه در تعبير «زكات» وجود دارد نكتهاى است كه با توجه به مفهوم مقابل آن، يعنى «دسّ»، فهميده مىشود. در سوره «شمس» با اشاره به مسأله «تزكيه نفس» اين دو مفهوم را مقابل هم قرار داده، مىفرمايد:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها * وَقَدْ خابَ مَنْ دَسّاها؛[١] هر كه نفس خود را پاك گردانيد قطعاً رستگار شد، و هر كه آلوده اش ساخت نوميد گرديد و به مقصد نرسيد.
«تزكيه» و «زكات» از نظر لغوى از يك ريشه هستند و معنايى شبيه هم دارند. در اين آيه شريفه، در مقابل مفهوم «تزكيه» مفهوم «دسّ» قرار داده شده است. «دسّ» از جمله واژههايى است كه در فارسى ظاهراً معادلى براى آن نداشته باشيم و نمىتوانيم با يك كلمه مفهوم آن را روشن كنيم. اين مفهوم در موردى به كار مىرود كه چيزى را در جايى پنهان كنند و اين پنهان كردن به گونهاى باشد كه غالباً موجب آلوده شدن آن گردد و آن را در معرض فساد قرار دهد. كلمه «دسيسه» هم كه در فارسى به كار مىبريم بدين معنى است كه پنهانكارى كردهاند و مكر و حيلهاى به كار بردهاند تا موضوعى را خراب و فاسد كنند. همچنين «دسّ در احاديث» كه گفته مىشود منظور اين است كه پنهانى و بدون آنكه كسى متوجه شود در احاديث دست بردهاند.
با توضيح مذكور اكنون معناى آيه شريفه «قد افلح...» اين مىشود كه نفس انسانى در معرض اين است كه يا هرس شود و پاك و پاكيزه گردد و رشد كند و كمال يابد، و يا زير
[١] شمس (٩١)، ٩ و ١٠.