رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٠ - اولين صفت سلبى عبادالرحمان دورى از شرك
لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُون؛[١] آنگاه [قارون] را با خانه اش در زمين فرو برديم، و گروهى نداشت كه در برابر [عذاب] خدا او را يارى كنند و [خود نيز] نتوانست از خود دفاع كند. و همان كسانى كه ديروز آرزو داشتند به جاى او باشند [هنگامى كه اين صحنه را ديدند] گفتند: واى [بر ما]، گويا خداوند روزى را براى هركس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا تنگ مىگرداند. اگر خدا بر مامنت ننهاده بود، ما را [نيز] به زمين فرو مىبرد. اى واى! گويا كافران هرگز رستگار نمىشوند.
ما اگر بخواهيم از دامان شرك جدا شويم و موحد گرديم، بايد سعى كنيم به اين سمت برويم كه هميشه توجهمان به خدا باشد و براى رفع نيازها و حوايجمان تنها به درگاه آن بىنياز يگانه روى بياوريم و ديگران را فقط ابزار و وسيله فعل الهى بدانيم. حتى در مقام توسل به اولياى خدا نيز بايد توجه داشته باشيم كه آنان مستقل از خدا و اراده او نمىتوانند كارى انجام دهند و اگر ما به ذيل عنايت آنان متوسل مىشويم از آن جهت است كه خود خداوند آنها را وسيله قرار داده و خود به ما امر فرموده كه براى گرفتن حاجاتمان آن بزرگواران را واسطه قرار دهيم:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ؛[٢] اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا كنيد؛ و وسيلهاى براى تقرب به او بجوييد.
البته اينكه چرا خداى متعال اهل بيت(عليهم السلام) و اولياى خود را واسطه و وسيله دريافت فيض خويش قرار داده است، حكمتها و فلسفههاى متعددى دارد كه فعلا مجال پرداختن به آنها نيست و در فرصتى جداگانه بايد مورد بحث و بررسى قرار گيرد. اجمال مسأله اين است كه اين امر، به لطف و عنايت و محبت خداى متعال به بندگانش باز مىگردد؛ محبتى كه با هيچ محبت ديگرى قابل قياس نيست. حتى محبت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)به مردم كه قرآن آن را از فرط شدت، حريصانه مىخواند، تنها قطرهاى كوچك از محبت خدا است:
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ
[١] قصص (٢٨)، ٨١ و ٨٢. [٢] مائده (٥)، ٣٥.