رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٧ - مانعى مهم در مسير تكامل انسان
زمينه اين آلودگى نيز در همه انسانها وجود دارد و هر كس كه در اين دنيا گام مىگذارد اين علاقه هم همراه او متولد مىشود. حتى آن كودك دوسالهاى كه تازه مىخواهد خودش را بشناسد، به چيزهايى كه ازآنِ او است تعلق خاطر خاصى پيدا مىكند و آنچنان به آنها دلبستگى پيدا مىكند كه اگر بخواهند، براى مثال، عروسكش را فقط براى چند دقيقه از او بگيرند و به كودك همسايه بدهند فرياد و قهر و جنگ و دعوا شروع مىشود. از اينرو علاقه به مال از همان كودكى آغاز مىشود و تا زمانى هم كه انسان عاقل و بالغ و تحصيل كرده مىشود و تا پايان عمر ادامه مىيابد. حتى به نظر مىرسد با رشد انسان نهتنها اين علاقه كم نمىشود، كه روزبهروز رشد مىكند و بيشتر مىشود. اين علاقه گاه آنچنان بالا مىگيرد كه خود پول تبديل به غايت و مقصد انسان مىشود. گاه آدمى پول را براى رفع نيازهايش، نظير غذا، لباس، خانه و مانند آنها مىخواهد، اما گاه تمام لذت و هوسش اين است كه حساب بانكى يا گاوصندوق و صندوقچهاش پر از پول باشد! چه بسا هست كه حتى غذاى خوبى هم نمىخورد و لباس و مسكن مناسبى نيز ندارد، اما همين كه پول داشته باشد راضى است و خيالش راحت است! ما طلبهها اصطلاحى داريم كه مىگوييم، فلان چيز را انسان «لذاته» مىخواهد؛ مثلا برخى افراد علم را براى خود علم و به اصطلاح «لذاته» دوست دارند و دنبال مىكنند، نه آنكه چون علم برايشان پول يا شهرت يا قدرت مىآورد آن را بخواهند. در بحث علاقه به مال نيز قصهاى نقل مىكنند كه كسى در اتاقش نشسته بود و پولهايش را دوروبرش پهن كرده بود و اسكناسها را، به خصوص آنها را كه نوتر و تانخوردهتر بودند، مىبوسيد و با آنها صحبت مىكرد! مىگفت: كسانى هستند كه تو را مىخواهند براى آنكه با تو غذا بخرند، كسانى هم تو را دوست دارند براى آنكه مىخواهند با تو ماشين بخرند، برخى هم تو را دوست دارند براى آنكه مىخواهند به وسيله تو خانه تهيه كنند، و...، اما من تو را دوست دارم لذاتك! من خودت را مىخواهم نه غذا و لباس و خانه و ماشين را!
آرى، گاه شدت علاقه انسان به مال به اينجا مىرسد. روشن است كه اين نوعى جنون است كه در آدمى پيدا مىشود. اختصاص به فرد يا گروه خاصى هم ندارد. شايد مكرر برخورد كرده باشيم با كسانى كه به ظاهر بسيار هم عاقلاند و تحصيلات عاليه