رستگاران - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١ - اولين صفت سلبى عبادالرحمان دورى از شرك
رَحِيم؛[١] همانا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است شما در رنج بيفتيد؛ به [هدايت] شما حريص، و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.
قرآن مىفرمايد پيامبر(صلى الله عليه وآله) آن چنان نسبت به هدايت و سعادت مردم حريص است و از گمراهى آنان رنج مىبرد كه گويا مىخواهد از غصه جان دهد!
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً؛[٢] اگر به اين سخن ايمان نياورند، گويى مى خواهى به خاطر اعمال آنان خود را از اندوه و غم هلاك گردانى!
امّا اينكه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت(عليهم السلام) مجراى فيض و رحمت الهى هستند خودْ نمونهاى از لطف خدا به بندگان است و ما در مقام توسل نبايد از اين مسأله غفلت كنيم كه وسيله بودن آن بزرگواران به خواست خود خداوند است نه آنكه اين امر در عرض فاعليت و سببيت و تأثير خداى متعال و مستقل از آن باشد. اصولا هرچه كه به دست وسايل و وسايط فيض الهى جارى مىشود به خواست و مشيت خداى متعال است و خداوند خود هرچه از تأثير و سببيت كه بخواهد به آنان عطا مىكند.
در هر حال ما چه بدانيم و چه ندانيم، كسانى كه به قلههاى معرفت و معارف نورانى الهى رسيدهاند، گرچه به اسباب و علل ظاهرى هم توجه مىكنند و امور خود را از طريق آنها به انجام مىرسانند، اما اين توجه و نگاه آنها توجه و نگاه ابزارى و وسيلهاى است، نه آنكه توجه و نگاه استقلالى و هدف انگارانه به اين امور داشته باشند.
بنابراين، اولين صفت سلبىِ عبادالرحمان اين شد كه آنان براى خدا شريك قرار نمىدهند. البته درباره اين بخش از آيه كه «لا يَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَر» بحثهاى تفصيلى و جهات فنى و ادبى و تفسيرى متعددى وجود دارد كه ما فعلا در اين مجال از آنها صرف نظر و به همين مقدار بحث اكتفا مىكنيم. خلاصه آنچه در اين زمينه گفتيم اين شد كه اصل «توحيد» و مبارزه با شرك، سرلوحه تعاليم همه انبيا است و از بزرگترين اهداف آنان به شمار مىرود. شرك گناهى است بس بزرگ، و در بزرگى آن همين بس كه خداى متعال درباره آن مىفرمايد:
[١] توبه (٩)، ١٢٨. [٢] كهف (١٨)، ٦.