حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٢ - اَباصَلت، رهیافتهی خراسان
روایی «صحیح الحدیث»،[١٨٧] «نقی الحدیث»،[١٨٨] «ثقة مأمون على الحدیث»[١٨٩] دانستهاند. جالب اینجا است كه حتّی عامّه نیز وی را در نقل روایت موثّق میدانند و تشیّع او را تنها ایرادش میدانند.[١٩٠]
مذهب
شیخ طوسی در شمار اصحاب روایت امام هشتم دوبار نام وی را آورده است. در مرتبهی نخست مینویسد: «عبدالسّلام بن صالح الهروی أبوالصلت، عامّی»[١٩١] و در قسمت كنیهها نیز آورده است: «أبوالصلت الخراسانی الهروی عامّی روى عنه بكر بن صالح.»[١٩٢] چرایی تكرار این نام در یک باب بهنظر میرسد كه نوعی سهو قلم بوده باشد؛[١٩٣] امّا نكته اینجا است كه طوسی، اباصلت را از اهل سنّت شمرده است و حال آنكه نجّاشی پس از آنكه وی را "ثقه" و "صحیح الحدیث" خوانده است، دربارهی مذهب او سكوت اختیار كرده و سكوت نجّاشی نشان از اعتقاد او بر تشیّع اباصلت است.[١٩٤] گذشته از این كشّی نیز در توصیف وی مینویسد: یحیی بن نعیم[١٩٥] میگوید:
«أبوالصلت نقی الحدیث و رأیناه یسمع و لكن كان شدید التشیّع و لم یر منه الكذب.»[١٩٦]
همو با سند خویش از بركة بن الحسن أسفراینی نقل میكند كه میگفت:
«سمعت أحمد بن سعید الرازی یقول إن أباالصلت الهروی ثقة مأمون على الحدیث إلا أنه یحب آل رسولالله٤ و كان دینه و مذهبه.»[١٩٧]
[١٨٧]. رجالالنّجاشی، ص٢٤٥، ش٦٤٣.
[١٨٨]. رجال الكشّی، ص٦١٥، ش١١٤٨.
[١٨٩]. رجالالكشّی، ص٦١٦، ش١١٤٩.
[١٩٠]. رجالالكشّی، ص٦١٦، ش١١٤٩، نگاه كن: تاریخ بغداد، ج١١، ص٥٠ به بعد.
[١٩١]. رجالالطوسی، ص٣٦٠، ش٥٣٢٨.
[١٩٢]. رجال الطوسی، ص٣٦٩، ش٥٤٩٩.
[١٩٣]. البته طوسی نام یک عبدالسّلام بن صالح دیگر را نیز در یاران امام رضاD آورده كه چون كنیهی او اباعبدالله است، احتمالاً با اباصلت مشهور متفاوت است. (رجالالطوسی، ص٣٦٢، ش٥٣٦٢.)
[١٩٤]. با توجّه به انگیزهی نگارش نجّاشی و مطالبی كه در مقدّمه آورده است، اصل اوّلی در كتاب وی آن است كه اسامی راویان شیعی را بیاورد.
[١٩٥]. در متن رجال كشّی چنین آمده است؛ ولی بهنظر میرسد كه تصحیف یحیی بن معین رجالی شهیر عامّه باشد.
[١٩٦]. رجالالكشّی، ص٦١٥، ش١١٤٨.
[١٩٧]. رجالالكشّی، ص٦١٦، ش١١٤٩.