حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٢ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
معنا میکند. او «نوابع البعیر» را به معنی مواضعی که عرق شتر از آن خارج شده و جریان مییابد، دانسته است.[٣٥٢] فراهیدی (م١٧٥هـ) گزارش کرده که عرب «نبع الماء» را برای خارج شدن آب از چشمه بهکار برده است.[٣٥٣] ابنمنظور (م٧١١هـ) به خروج به همراه جریان (مبدأ جریان) در معنای لغوی آورده است.[٣٥٤] در جمعبندی سخنان لغویین، میتوان گفت که «منبع» در لغت به معنای «محلّ جوشش و مبدأ جریان» است.
واژهی «مصدر» از مشابهات «منبع» است. مرحوم إبنفارس یکی از دو معنای ریشه «صدر» را خروج- ضدّ ورود- میداند و از عرب مثال میآورد که وقتی کسی وارد شهری شود و سپس از آن خارج گردد، میگویند: «صدر عن البلاد.»[٣٥٥] خلیل بن احمد فراهیدی میگوید: «صدرُ الامر، اوّلُه.»[٣٥٦] جوهری که یکی از ویژگیهای کتاب او بیان کاربردهای اصلی واژگان در عرف استعمالی عرب است، «مصدر» را در معنای «موضع» دارای کاربرد میداند[٣٥٧] و إبنمنظور بالاترین و نخستین ورودی هر چیزی را مصدر مینامد؛ یعنی، نخستین جزیی از هر چیز که زودتر بهچشم آید یا بالاترین نقطهی آن و یا شریفترین جزء آن از بالا یا از جایی که زودتر دیده میشود.[٣٥٨] در مجموعهی این بیانها و کاربردها، اولیّت، مرکزیّت و علو، گوهر معنایی را شکل میدهد.
واژهی مشابه دیگر «اصل» است. به گفتهی ابنفارس یکی از سه معنای اصلی این ریشه «اساس الشیء» است.[٣٥٩] مرحوم خلیل بن احمد فراهیدی، ریشه و پایهی هر چیزی را که در پایینترین قسمت اشیا قرار میگیرد، اصل آن دانسته است.[٣٦٠] صاحب صحاح هم چیزی که
[٣٥٢]. صحاح اللغة، ج٣، ص١٢٨٧.
[٣٥٣]. العین، ج٢، ص١٦٠.
[٣٥٤]. لسان العرب، ج٨، ص٣٤٥.
[٣٥٥]. معجم المقاییس فی اللغة، ج٣، ص٣٣٧.
[٣٥٦]. العین، ج٧، ص٩٦.
[٣٥٧]. صحاح اللغة، ج٢، ص٧٠٩.
[٣٥٨]. لسان العرب، ج٤، ص٤٤٦.
[٣٥٩]. معجم المقاییس فی اللغة، ج١، ص١٠٩.
[٣٦٠] . العین، ج٧، ص١٥٦.