حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٧ - بررسی روایات عرضه
«هرگاه روایتی را ثقه نقل کند، بر اساس معیارهایی مردود میشود که عبارت است از: ١. هرگاه روایتی با مسلّمات عقلی مخالف باشد. در این صورت بطلان آن حدیث مسلّم است؛ زیرا شرع با مسلّمات عقلی همگام است و هرگز با عقل در تعارض نیست. ٢. هرگاه روایتی با نصّ کتاب یا سنّت متواتر مخالف باشد، معلوم میشود که بیاساس یا منسوخ است.»[١٥٥]
ابوحامد غزّالی(م٥٠٥) دربارهی روایاتی که باید کنار گذاشته شوند، چنین آورده است:«... الثانی: ما یخالف النصّ القاطع من الكتاب و السنّة المتواترة و إجماع الأمة، فإنه ورد مكذبا لله تعالى و لرسوله٤ و للأمة.»
روایتیکه مخالف نصّ صریح و قاطعی از کتاب و سنّت متواتر یا اجماع امّت باشد؛چه، چنین روایتی خداوند متعال و پیامبر و امّت را تکذیب کرده است.»[١٥٦]
ابنحجر عسقلانی(م٨٥٢) در ضمن برشمردن معیارهای نقد متنی احادیث دربارهی معیار قرآنی به عنوان معیار چهارم چنین آورده است:
«حدیث با نصّ قرآن یا سنّت متواتر یا اجماع قطعی مخالف باشد.»[١٥٧]
محمود ابوریه از حدیثپژوهان معاصر معتقد است، یکی از راههای شناخت احادیث مجعول مخالفت حدیث با ظاهر قرآن است. گفتار وی چنین است: محقّقان برای بازشناخت حدیث مجعول راههای کلّی را برشمردهاند که از آن جمله است:
«مخالفت حدیث با ظاهر قرآن یا سنّت متواتر یا اجماع قطعی یا قواعد مقدّر در شریعت یا برهان عقلی یا حس و عیان و سایر یقینیات.»[١٥٨]
عجاجخطیب از دیگر حدیثپژوهان معاصر اهلسنّت نیز مخالفت حدیث با قرآن را به عنوان معیار نقد برشمرده است. او از معیار قرآنی به عنوان معیار سوم یاد کرده و چنین آورده است:
«احادیثی که مخالف نصّ قرآن یا سنّت متواتر یا اجماع باشد؛ به عنوان مثال، حدیثی که عمر دنیا را هفت هزار سال میداند با آیاتی که آگاهی از قیامت را در
[١٥٥]. اللمع فی اصول الفقه، ص٢٣٥.
[١٥٦]. همان، ص١١٣ ـ ١١٤.
[١٥٧]. همان، ص٨٤٥.
[١٥٨]. همان، ص١٤٤ ـ ١٤٥.