حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٣ - معیارِ شناسایی «منابع حدیث» و جایگاه آن در استناد و تخریج
تمامیّت شئ و استحکام آن وابسته به آن است را اصل شئ میداند.[٣٦١] بر این اساس، واژهی «اصل» به معنای ریشه، مایهی استحکام اشیاء و نخستین جزء پایهای آن است.
در نگاهی کلّی به هر سه واژه، روشن میشود که دارای قرابت معنوی بوده و گوهر معنایی مجموعهی این سه، «مبدأ بودن بنیادین» است؛ چرا که «منبع» به محلّ جوشش اوّلیّه میگویند که در آن مبدأ بودن لحاظ شده و مبادی هر شیء بنیادهای آن است. مصدر هم به معنای نخستین جزء است که در آن مبدأ بودن وجود دارد. اصل نیز ریشه و پایه است که مفهوم «بنیادی بودن» در آن اخذ شده و ریشهی هر چیز آغاز و مبدأ آن است.
اهل زبان در بهکارگیری واژگان، مناسبتهای کاربرد و واژه را در نظر میگیرند و بر این اساس، کارکردهای واژگان با گذشت زمان، رشد میکند. نگاه نسبی[٣٦٢] عرف اهل زبان به امور روزمره، یکی از منشأهای تطوّر لسان است.[٣٦٣] درست است که منبع و مصدر و اصل برای «مبدأ بودن بنیادین»[٣٦٤] وضع شده و بیشترین کاربرد آن در روزگار نزدیکتر به وضع، در «مبدأ بودن پایهای» است؛ امّا عرف، با جری و تطبیقهای نسبی، برای مفهوم «مبدأ بودن» هم مراتبی در نظر گرفته و متناسب با اولیّت یا مرجعیّت اشیاء در هر مرتبه، این سه واژه را برای آنها بهکار میبرد. هر جا کلمهی «منبع» یا مشابهات آن بهکار رفته به معنای محلّ جوشش اوّلیّه نیست؛ بلکه متناسب با مضافالیه، کاربرد واژهی گسترش مییابد و این هم یکی دیگر از منشأهای تطوّر لغات است.[٣٦٥] مهم این است که در بهکارگیری واژگان، علاوه بر دقّت در وضع، مناشئ تطوّر لغت هم لحاظ شده و آنگاه نسبت به واژگان اظهار نظر نهایی شود.[٣٦٦] تطبیق این سخن به قسمت «ج» واگذار میشود.
ب) کتب منبع و کتب واسطهی حدیث
برای بازتعریف این واژه، بر اساس نیازهای پژوهشی علوم حدیث، مقدّمهای لازم است:
[٣٦١] . صحاح اللغة، ج٤، ص١٦٢٣.
[٣٦٢]. به معنای نگاه ذات تشكیک و مراتب نه نگاهی كه در آن عینیّت وجود ندارد.
[٣٦٣]. ر.ک: درآمدی بر هرمنوتیک، ص٢٩٥-٣٢٢.
[٣٦٤]. با لحاظ تفاوت در قیود استعمالی.
[٣٦٥]. جواهر البلاغة، ص٢٣٥- ٢٤٥.
[٣٦٦]. زمخشری استاد این فن است. او در اساس البلاغة به بهترین شكلی این قواعد را بهكار میگیرد.