حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٨ - نکته نگاری برای حدیث
کان رسولاللَّه یختلف إلیها هناک و ضرب علیها الحجاب و کان یطأها بملک الیمین. فلما حملت وضعت هناک و قبلتها سلمى مولاة رسولاللَّه فجاء أبورافع زوج سلمى فبشر رسولالله٤ بإبراهیم فوهب له عبدا.[٣٣٦]
مقوقس سالار اسکندریه به سال هفتم هجرت ماریه و خواهرش سیرین را همراه هزار مثقال زر و بیست جامهی نرم و استر خود را که نامش «دلدل» بود و خر خود را که نامش «عفیر» یا «یعفور» بود و پیرمرد خواجهاى را که برادر ماریه و نامش مابور بود، به حضور پیامبر٤ فرستاد. مقوقس همهی اینها را همراه حاطب بن ابىبلتعه روانه کرد، حاطب بن ابىبلتعه اسلام را بر ماریه عرضه داشت و او را به مسلمان شدن تشویق کرد. ماریه و خواهرش مسلمان شدند؛ ولى آن مرد خواجه بر آیین خویش باقى ماند و سپس به روزگار زندگى رسولخدا٤ در مدینه مسلمان شد. پیامبر٤ نسبت به مادر ابراهیم که بانویى سپیدپوست و زیبا بود، مهر مىورزید و او را در بخش بالاى مدینه در نخلستان کوچکى که امروز ـ سدهی دوم هجرى ـ به مشربه امّابراهیم معروف است، مسکن داد و مقرّرات حجاب را براى او مقرّر فرمود و همانجا پیش او مىرفت و بر شرایط کنیزکان با او همبستر مىشد. هنگامى که ماریه باردار شد، فرزند خود را همانجا بهدنیا آورد و سلمى کنیز آزاد کرده و وابستهی پیامبر٤ قابلگى او را عهدهدار بود، ابورافع، شوهر سلمى مژدهی تولّد ابراهیم را به پیامبر٤ رساند و آن حضرت غلامی را به او بخشید و این موضوع به سال هشتم هجرت بود.
گفتنی است، محبوبترین فرزند پیامبر در نزدشان حضرت فاطمهJبودند و از ایشان با تعابیری چون «پارهی تن» و «امّابیها» یاد کردهاند و دادن مژدگانی در تولّد ابراهیم به خاطر آن نبود که او فرزند پسر بود؛ چرا که پیامبر٤ بیشترین محبّت را نسبت به دخترشان فاطمهJ داشتهاند و مشابه آن دربارهی دیگر فرزندانشان، گزارش نشده است. تولّد ابراهیم در مدینه و در دورانی اتّفاق افتاد که زندگی پیامبر٤ بیشتر مورد توجّه قرار میگرفت؛ بدین جهت مسایل پیرامونی همچون مژدگانی تولّد نیز گزارش شده است.
[٣٣٦]. الطبقات الکبرى، ج٨، ص١٧١، شماره ٤١٥٣؛ این متن را تاریخهای دیگر مثل تاریخ طبری (تاریخ طبری، ج١١، ص٦١٧.) و المنتظم ابنجوزی (المنتظم ابنجوزی، ج٣، ص٣٠٠.) نیز نقل کردهاند.