حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٨ - اَباصَلت، رهیافتهی خراسان
ابناثیر نیز چون گزارش روایات فضایل اهلبیتF را از عبدالسّلام بن صالح تاب نمیآورد، میگوید:
«و لعبدالسّلام هذا عن عبدالرزاق أحادیث مناكیر فی فضائل علی و فاطمة و الحسن و الحسین و هو متهم فی هذه الأحادیث و یروی عن علی بن موسىالرضا حدیث: [الإیمان معرفة بالقلب] و هو متّهم فی هذه الأحادیث.»[٢٢٢]
ابونعیم اصفهانی هم احادیث اباصلت را مورد انكار عالمان عامّه میشمرد.[٢٢٣] شدیدترین برخورد با وی را إبراهیم بن یعقوب جوزجانی گزارش كرده است كه بهنظر میرسد، عالمان عامّه در برخورد با وی نه تنها به مسایل علمی پایبند نبودهاند؛ بلكه به نزاكت عمومی نیز ملتزم نبودهاند. جوزجانی میگوید:
«كان أبوالصلت الهروی زائغاً عن الحق، مائلاً عن القصد، سمعت من حدثنی عن بعض الأئمة أنه قال فیه هو أكذب من روث حمار الدجال وكان قدیما متلوثا فی الأقذار.»[٢٢٤]
تمایلات اباصلت به عامّه در ابتدای جوانی و حدیثپژوهی وی تقریباً آشكار است و بهنظر میرسد، وی بیشتر دانش خود را از علمای عامّه فرا گرفته باشد؛ هرچند بعدها با امام رضا(ع) مأنوس شده و اندیشهی وی دگرگون میشود. بهنظر میرسد كه شایسته است، زندگی وی را در دو بخش مختلف مطالعه كرد. بخش نخست اندیشهای كاملاً عامّی مسلک داشته است و بخش دوم ـ كه احتمالاً پس از عصر امام رضا(ع) است ـ تحت تأثیر اندیشههای شیعی بوده است. تغییر این اندیشه را میتوان در گونههای مختلف روایات گزارش شده از وی جست؛ به عنوان نمونه، یكی از روایاتی كه وی در بخش نخست زندگی خود نقل كرده است، چنین است:
"خطیب بغدادی" به سند متصل خویش از وی چنین گزارش میكند:
حدثنا أبوالصلت الهروی ـ عبدالسّلام بن صالح ـ حدثنا عبدالله بن نمیر، حدثنا سفیان، حدثنا شریک عن أبیإسحاق عن زیدبن تبیع عن حذیفة قال: ذكرت الإمارة
[٢٢٢]. الكامل، ج٥، ص٣٣٢، ش٥١٨.
[٢٢٣]. الضعفاء الاصفهانی، ص١٠٨، ش١٤٠.
[٢٢٤]. تاریخ بغداد، ج١١، ص٤٨، ش٧٢٨.