حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٤ - اَباصَلت، رهیافتهی خراسان
گزارش كرده است.[٢٠٣] به جهت آشنایی وی با بزرگان اهل سنّت و شاگردی بسیاری از ایشان جریان حدیث «سلسلة الذهب» را بهتر از دیگران گزارش كرده است. شیخ صدوقS نیز به گزارش وی در این موضوع اعتماد كرده است. اباصلت خود میگوید:
«كنت مع علی بن موسى الرضاD حین رحل من نیسابور و هو راكب بغلة شهباء فإذا محمّد بن رافع و أحمد بن الحرث و یحیى بن یحیى و إسحاق بن راهویه و عدة من أهل العلم قد تعلقوا بلجام بغلته المربعة فقالوا: بحق آبائک الطاهرین حدثنا بحدیث سمعته من أبیک فأخرج رأسه من العماریة.»[٢٠٤]
گذشته از این در ایام حضور امام در خراسان همراهی وی تا هنگام وفات سبب شده تا بسیاری از حوادث مرتبط با سیره و تاریخ امام را گزارش كند. شاید تألیف كتاب وفات امام رضاD كه از آثار وی شمردهاند، همان روایات و یا جلسات روایاتی باشد كه او آنها را گزارش كرده است. شیخ صدوق نیز بخشی از همین روایات را و یا با استفاده از همین كتاب روایاتی را در باب «ما حدث به ابوالصلت الهروی عن ذكر وفات»[٢٠٥] آورده است.
مأمون در ایامی كه بحث كلامی «خلق قرآن» در جامعه رخ داده بود، أباصلت عبدالسّلام بن صالح هروی و بشر مریسی[٢٠٦] (م ٢١٨ یا ٢١٩ق)ـ از متكلّمان و فقیهان شهیر حنفی ـ را برای مناظره دعوت كرد. اباصلت در این جلسات ـ كه چندین مرتبه در حضور مأمون برگزار شد ـ توانست اندیشههای كلامی مرجئه، جهمیه، زنادقه، قدریه و باورهای بشر مریسی را رد كند و بر طرف مناظرهی كننده و متكلّمان روزگار خود ظفر یابد.
أحمد بن سیّار بن أیوب كه مطالب فوق را گزارش كرده میافزاید: «اباصلت به كلام شیعه اشراف داشت و آن را میدانست. من نیز در زمینهی اندیشهی شیعه با او مناظره كردم و او را فردی افراطی در اندیشه شیعی نیافتم و دریافتم كه وی به تقدّم أبابكر و عمر باور دارد و بر
[٢٠٣]. عیون، ج١، ص١٤٣، ح١.
[٢٠٤]. عیون، ج١، ص١٤٣، ح١.
[٢٠٥]. عیون اخبارالرضاD، ج١، ص٢٧١.
[٢٠٦]. بشر بن غیاث بن أبیكریمة، أبوعبد الرحمن مریسی، مولى زیدبن خطاب، از فقهای حنفی و متكلّمان أصحاب رأی در ابتدای سدهی سوم بوده است. او قایل به خلق قرآن بوده و سخنان ناپسندی از وی ضبط شده است كه معمولاً به اهل علم و مخالفان خود اسائهی ادب میكرده است. تاریخ بغداد، ج٧، ص٦١، ش٣٥١٦.