استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٩٢

علميه هستند افرادى كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعاليت دارند. امروز عده‌اى باژست تقدس مآبى چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مى‌زنند كه گويى وظيفه‌اى غير از اين ندارند. خطر تحجّر گرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه‌هاى علميه كم نيست. طلّاب عزيز لحظه‌اى از فكر اين مارهاى خوش خط و خال كوتاهى نكنند. اينها مروّج اسلام آمريكايى اند و دشمن رسول اللّه (ص).
در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‌خواستى بگويى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‌شنيدى كه شاه شيعه است. عده‌اى مقدس نماى واپسگرا همه چيز را حرام مى‌دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختى‌هاى ديگران نخورده است. وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاده و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردى و عبادى شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد. حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى و جودش ببارد و الّا عالم سياسى و روحانى كاردان و زيرك، كاسه‌اى زير نيم كاسه داشت و اين از مسايل رايج حوزه‌ها بود كه هر كس كج راه مى‌رفت متدين‌تر بود. ياد گرفتن زبان خارجى، كفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرك به شمار مى‌رفت.
در ١٥ خرداد ٤٢ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود مقابله را آسان مى‌نمود، بلكه علاوه بر آن از داخل جبهه خودى گلوله حيله و مقدس مآبى و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورويى بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مى‌سوخت و مى‌دريد. در آن زمان روزى نبود كه حادثه‌اى نباشد.
ايادى پنهان و آشكار آمريكا و شاه به شايعات و تهمتها متوسل شدند حتى نسبت تارك الصلوة و كمونيست و عامل انگليس به افرادى كه هدايت مبارزه را به عهده داشتند، مى‌دادند. واقعا روحانيت اصيل در تنهايى و اسارت خون مى‌گريست كه چگونه آمريكا و نوكرش پهلوى مى‌خواهند ريشه ديانت و اسلام را بر كنند و عده‌اى‌