استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٦٢

«انَّى لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ احَقُّ بِالْمُلْكِ مِنهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ» «١» از كجا او سزاوار بزرگى و رياست بر ماست، در صورتى كه، ما شايسته‌تر از اوييم و او را مال فراوان نيست.
و اعتراض آنان به انبياى الهى اين است كه چرا دستبندهاى طلايى ندارند:
«فَلَوْلا الْقِىَ عَلَيْهِ اسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ» «٢» [اگر موسى رسول خداست‌] پس چرا طوق زرّين بر دست ندارد.
از نظر آنان والاترين انسان‌ها، با محكم‌ترين براهين و روشن‌ترين معجزات، چون گنجينه طلا ندارند، نمى‌توانند در منصب رهبرى و هدايت قرار گيرند.
٤- عصبيت‌ عصبيت را همبستگى شديد، طرفدارى حزبى، خويشاوندى يا عقيدتى و تعصب را غيرت به خرج دادن، زير بار حق نرفتن و سرسختى و پافشارى در عقيده باطل، معنا كرده‌اند. «٣» تعصب، يك بيمارى شايع روانى- اجتماعى است كه در طبقات مختلف اجتماعى ظاهر مى‌گردد، و اين پديده از استكبار ناشى مى‌شود. از اين رو، مستكبران پايه و اساس آن را در جامعه تشكيل مى‌دهند.
اميرمؤمنان على (ع) مى‌فرمايد:
«الا فَالْحَذَرُ، الْحَذَرُ مِنْ طاعَةِ ساداتِكُمْ وَ كُبَرائِكُمْ الَّذينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ ... فَانَّهُمْ قَواعِدُ اساسِ الْعَصَبِيَّةِ» «٤» هشدار! بترسيد، بترسيد از اطاعت و پيروى بزرگانتان، كسانى كه (با سوء استفاده) از موقعيت خود در ميان مردم، گردنكشى كردند ... آنان پايه‌ها و بنيان عصبيّت‌اند.
همواره استكبار و تعصب همراه يكديگرند و همان كسى كه براى نخستين بار، راه‌