دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨ - پيشگفتار مؤلّف
ميان مردم است؟ فقه از كجا اين الگوها و حدود، اولويّتها و تداخلات آنها را اخذ و تعيين نمايد؟ آيا نه اين است كه بايد متّكى به متونى كه الهام بخش احكام هستند و دعاهاى اين متون باشد؟
در گذشته هنگامى كه درس و تحقّق در مقدّمات فقه اسلامى را آغاز مىكرديم و در نخستين روز از روزهاى درس و بحث مقدّماتى، به ما اين حديث شريف را مىآموختند:
«أَوَّلُ الْعِلْمِ مَعْرِفَةُ الْجَبَّارِ وَآخِرُ الْعِلْمِ تَفْويضُ الْأَمْرِ إِلَيْهِ» (آغاز دانش، شناخت خداى جبّار است و پايان دانش، واگذاشتن كار به او).
ومن امروز مىپرسم: وقتى نخستين دانش، خداشناسى است، پس چرا تحقيق در دعا را كه يارى دهنده ما در خداشناسى است رها كردهايم؟ و تا كى ميان ما و غنيترين گنجهاى معارف معنوى، فراق و هجران باشد؟
و اكنون كه اين كتاب را تقديم مىدارم آرزومندم كه دعاى خير را در حقّ من فراموش نكنيد، زيرا دعاى مؤمن در حقّ برادرش مستجاب مىشود.
و از خداوند، آمرزش، هدايت و پايدارى مىطلبم. إِنَّهُ سَميعُ الدُّعاءِ.
محمّدتقى المدرسى
تهران ٢١/ محرّم الحرام/ ١٤٠٥ ه. ق