دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٨ - ٤- رابطه انسان با خدا
از آن به طلب مىرسد. در اين بخش، طلب با درود بر پيامبر و خاندان او آغاز مىشود و در پايان دعا، مجموعهاى از خواستههاى استراتژيك مهم كه مربوط است به سرنوشت انسان در زندگى، وضعيّت سياسى او، و قضايايى كه در رويا رويى با دشمنان امّت اسلامى پيش مىآيد، ديده مىشود.
«ستايش خدايى را كه مالك ملك است و روان كننده كشتيها، تسخير كننده بادهاست و شكافنده صبحها، حكم فرماى روز جزاست و خداوند جهان و جهانيان.»
چهبسا در اينجا ميان خداشناسى و ايمان تفاوتى باشد، زيرا حالت شناخت بر ايمان تقدّم دارد، چه اين معرفت ديدار نزديك قلبى است و حالت شناخت و عرفان حالت پيوند غيبى ميان دل انسان و خداست، اين حالت چگونه پديد مىآيد؟ از وسايل رسيدن به عرفان، ايمان تفصيلى يا تفصيلات ايمان است، ما بطور مجمل و كلّى معتقديم كه اين جهان گسترده را خدا آفريده و تدبير امور آن بدست اوست، اين ايمان است؛ امّا وقتى انسان خواست كه به شناخت خدا و به اتّصال قلبى با او و به درجه يقين برسد، بايد اينايمان مجمل را مفصّل كند و متوجّه هر جزئى از مخلوقات خدا در جهان بشود و در آفرينش، خلقت و صنع او تدبّر كند، در اينكه خدا اين جهان، اين درخت، اين باغ، اين خورشيد، اين ماه، اين ستاره، اين كره و... را آفريده، بينديشد تا نور يقين در قلب او انگيخته شود و سراپا خداشناس شود و برسد به آنچه كه امام على عليه السلام به آن رسيد، آنچنانكه از او روايت شده است:
«هيچ چيز را نديدم مگر آنكه خدا را در پس و پيش و همراه آن ديدم.»
پس در هر چيزى كه انسان مىبيند اسمى از اسماى خدا متجلّى است، انسان وقتى درخت را مىبيند فقط به ميوه و قيمت آن نمىانديشد، بلكه در آفرينش ماهرانه، ظريف و در زيبايى آن و نظام زندگى نيز مىانديشد و از راه نگرش