دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٠ - ٤- رابطه انسان با خدا
آنگاه كه بر ديارى گناه آلود مىوزند و جمله ساكنان آن را نابود مىكنند، در حاليكه ديارى نزديك به آن از تأثيرات بادها به دور مىماند. بادها عقل ندارند، پس كيست جزخدا كه آنها را براى مصلحتى معيّن جهت و جنبش مىدهد؟
«شكافنده صبحها» خدا كسى است كه صبح را مىشكافد و باعث مىشود كه از دل تاريكى و سياهى گشوده شود تا زندگى دَم برآورد و چرخ زندگى با نشاط و جدّيّت بگردد، «حكم فرماى روز جزا و خداوند جهان و جانيان» خداست آنكه پاداش مردم را مىدهد و به حساب آنان در هر كار كوچك و بزرگ مىرسد، زيرا خداوند جهان و جهانيان است.
ستايش خداى را بر حلمش بعد از عملش و ستايش خداى را بر عفوش بعد از قدرتش و ستايش خداى را بر بردبارى فراوانش هنگام غضب و حال آنكه بر هر آنچه خواهد تواناست..
در اين بخش از دعا، مظاهر ديگرى از جدايى ميان انسان و خدا ديده مىشود، خدا در برابر انسان گناهكار عصيانگر با آنكه از گناه و عصيان او با خبر است، بردبارى مىكند؛ انسان غيبت كسى را مىكند كه اين غيبت را نمىشنود، امّا خدا مىبيند و مىشنود و هيچ گناهى نيست كه انسان مرتكب شود و او مراقب آن نباشد و آن را نبيند، در حديث آمده است كه خدا ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم پيامبر عليه السلام نشان داد و پرده از برابر چشمانش برداشت و او همه گناهانى را كه در حال انجام شدن بود مىديد، ديد كه مردى در جايى زنا مىكند، مردى ديگر از خانهاى دزدى مىكند و ديگرى به حق دوستش تجاوز مىكند و او را مىكشد و همچنين مجموعهاى بزرگاز گناهان و عصيانها، پيامبر همه اينها را مىديد و لبريز از شگفتى و تعجّب مىشد در حاليكه او خود پيامبرى معصوم بود و از خداى متعال خشيت داشت و خدا را بدرستى مىشناخت.
از پيامبر روايت شده است كه فرمود: