دعا معراج مومنين و راه زندگى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٧ - ٣- گنجينههاى خدا، پايانى ندارند
اگر دير به من رسيد از سرنادانى با تو عتاب كردم و شايد اين دير رسيدن خير من بود زيرا كه تو فرجام كارها را مىدانى...»
ستايش خداى را كه امر و حمدش در آفرينش، آشكار و شكوهش از كرم پيداست و از سر جود دست گسترانيده، آنكه گنجينههايش كاستى نگيرد و بخشش بسيار جز به جود و كرمش نيفزايد، همانا اوست عزيز و بخشنده.
چگونه است كه گنجينههاى او با همه عطايى كه مىكند كاستى نمىگيرد بلكه بر جود و كرمش مىافزايد؟ زيرا عطاى خدا از گنجينههايى است بى پايان و تهى نشدنى، گنجينههاى او بزرگ و بى پايان است، زيرا اين گنجينهها، رحمت و نعمت او از يك كلمه پديد مىآيد: «باش!»، پس خواهد بود خداى تبارك و تعالى با يك كلمه ميليونها كُره و كهكشان را مىآفريند پس چگونه ممكن است گنجينههاى كسى كه چنين قدرت گستردهاى دارد به پايان آيد؟
مسئله بسيار بالاتر از اينهاست، زيرا بسيار عطا كردن از جانب خدا نه فقط از خزاين او كم نمىكند، بلكه جود و كرم الهى را نيز مىافزايد.
خدا بهانسان عقل مىدهد و انسان با عقل خود خداوندش را مىشناسد و او را مىخواند، پس خدا از فضل خود به او مىدهد و به او ايمان عطا مىكند، وقتى انسان توشه عقل و ايمان بر گرفت در مىيابد كه رحمت خدا واسع و گسترده است و فضل او همه گير، پس او را مىخواند و خدا او را به بهشت در مىآورد، سپس او را مىخواند و خداوند او را به مرتبه رضوان رفعت مىبخشد، پس نعمتهاى خدا پى درپى است و هرگاه نعمتى دهد به دنبال آن نعمتى ديگر مىفرستد و اين چنين مىبينيم كه ازدياد عطا، كرم وجود و عطاى خدا را مىافزايد، از اينرو اگر خدا به ما يك نعمت بدهد جايز نيست كه نااميد شويم بلكه بايد چشم به راه نعمتهاى ديگرى كه به آن ملحق خواهد شد، باشيم.
عطاى بسيار خدا به اين معنى نيست كه خدا از اين كار بخيل شود. بلكه