الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٣ - احكام جزيه
و توانش. آنان قومى هستند كه براى نجات از بردگى يا كشته شدن خود، فديه مىدهند. پس به هر مقدار كه توان داشته باشند، جزيه گرفته مىشود. امام مىتواند تا زمانى كه آنان اسلام بياورند، جزيه گرفتن را ادامه بدهد زيرا خداوند فرموده است: تا زمانى كه با خضوع و خوارى، جزيه را به دست خود بپردازند و چگونه او خضوع خواهد داشت اگر هيچ نگرانى و ناراحتى از آنچه كه از او گرفته مىشود نداشته باشد و هيچ ذلّتى براى خود احساس نكند تا متألّم شود و اسلام بياورد؟»
٣- اسماعيل بن فضل هاشمى مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم درباره مردى كه زمينى از زمينهاى خراجى اهل ذمّه را اجاره كرده است در حاليكه صاحبان آن راضى نيستند، و سلطان، آن زمين را، چه صاحبش از استفاده آن عاجز باشد يا نباشد، به ديگران واگذار مىكند. فرمود:
«إذا عجز أربابها عنها فلك أن تأخذها، إلّاأن يضارّوا، وإن أعطيتهم شيئاً فسخت أنفسهم بها لكم فخذوها». الحديث [١]
«اگر صاحبان آن عاجز باشند از استفاده آن، تو مىتوانى آن زمين را بگيرى مگر اينكه آنها ضرر و زيان ببينند و اگر چيزى به آنها داده باشى و آنها زمين را به شما ببخشند، پس آن را بگيريد...»
٤- روايت شده كه حضرت على عليه السلام مردى را بر «عكبرا» گماشت و در حضور مردم به او گفت:
«لا تدعن لهم درهماً من الخراج.
«يك درهم از خراج را براى آنان باقى نگذارى.»
و با او تند سخن گفت و سپس فرمود: «در نيمه روز نزد من بيا.»
او آمد حضرت گفت:
[١] - وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٧٢، ص ١٢١، حديث ٤.