الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٥ - حديث شريف
فليظلم، ويرى الظلم فلا يغيّره، فلو كان الأمر على ما تقولون، لم تعاقبوا مع الظالمين الذين لم تعملوا بأعمالهم حين تنزل بهم العثرة في الدنيا» [١].
«بحق به شما مىگويم: آتشسوزى در يك خانه واقع مىشود امّا پيوسته از خانهاى به خانهاى سرايت مىكند و در نتيجه خانههاى زيادى مىسوزند مگر اينكه به همان خانه اوّل توجّه شود و از پى ويران گردد، دراين صورت است كه آتش هيچ كارى نمىتواند انجام دهد. همچنين است اگر دست ظالم اوّل گرفته شود و از ستم او جلوگيرى به عمل آيد، زمامدار ظالم ديگرى پديد نخواهد آمد تا مردم در اطاعت او درآيند.
چنانكه آتش اگر در خانه اوّل، هيزم و چوبى در دسترس نباشد، هيچ چيزى را نمىتواند بسوزاند.
بحق به شما مىگويم: كسى كه مىبيند مار قصد برادرش را كرده تا او را بگزد پس خبر و هشدارش ندهد تا اينكه مار او را بكُشد، پس ايمن نباشد از اينكه در خون او شريك باشد، و همچنين اگر مىبيند كه برادر او گناه و اشتباهى را انجام مىدهد و او را از عواقبش بر حذر ندارد پس ايمن نباشد از اينكه در گناه او شريك باشد.
كسى كه مىتواند، جلو ظلم را بگيرد پس نگيرد، مانند فاعل آن است.
ظالم چگونه بترسد در حاليكه او در ميان شما در امنيّت است، نه نهى مىشود، نه دگرگون مىشود و نه دستانش گرفته مىشود. ظالمان چگونه كوتاه مىآيند؟ و چرا مغرور نشوند؟ هريك از شما به اين اكتفا مىكند كه بگويد: من ظلم نمىكنم و هركه بخواهد ظلم كند و لذا ظلم را ببيند
[١] - مستدرك الوسائل، كتاب الامر بالمعروف والنهى عن المنكر، ابواب الامر والنهى، باب ١، حديث ٢٤.