الفقه الاسلامى احكام جهاد - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٨٨ - حديث شريف
«بايد از شما گروهى باشد كه دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند.»
اين آيه خاص است نه عام و همچنين قول خداوند:
«از ميان قوم موسى، گروهى است كه به حق هدايت مىكنند.»
خداوند فرمود: «از قوم موسى» نه «بر همه امّت موسى» يا «بر همه قوم موسى» در حاليكه آنان در آن زمان، امّتهاى متعدّد بودند و كلمه امّت، يك نفر و بالاتر را شامل مىشود چنانكه خداوند فرموده است: «ابراهيم (به تنهايى) امّتى بود مطيع فرمان خدا...»
«امّا كسى كه نيرو و قدرت ندارد و كسى از او حرف شنوى ندارد، بر او حرجى نيست يعنى امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب نيست.»
مسعده مىگويد: از امام صادق شنيدم كه در جواب كسى كه از حديث پيامبر خدا:
«إنّ أفضلَ الجهاد كلمة عدل عند إمامٍ جائرٍ»
پرسيده بود و معناى آن را خواسته بود، فرمود:
«هذا على أن يأمره بعد معرفته وهو مع ذلك يقبل منه، وإلّا فلا» [١].
«اين سخن درباره كسى است كه شناخت به معروف داشته باشد و بعد امر كند و همچنين آن طرف مقابل هم از او بپذيرد و بشنود و گرنه واجب نيست.»
٣- ابان بن تغلب مىگويد: امام صادق عليه السلام فرمود:
«كان المسيح عليه السلام يقول: لا تحدّثوا بالحكمة غير أهلها فتجهلوا، ولا تمنعوها أهلها فتأثموا، وليكن أحدكم بمنزلة الطبيب المداوي إن رأى موضعاً لدوائه وإلّا أمسك» [٢].
«مسيح عليه السلام مىفرمود: در زمينه حكمت با غير اهلش سخن نگوييد و گرنه گرفتار
[١] - وسائل الشيعه، ج ١١، باب ٢، ص ٤٠٠، حديث ١.
[٢] - همان، ص ٤٠١، حديث ٥.