ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢١ - يكى از آداب انبياء(ع) ادبى بود كه در گفتگوى با قوم خود از طرف پروردگار خود آن را رعايت مىكردند
دست نوح است و او را به آوردن آن مىخواندند تا به خيال خود عاجزش كنند از خود نفى كرد و به پروردگار خود نسبتش داد و با گفتن كلمه ان شاء و پس از آن با گفتن(وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ) ادب را به نهايت رسانيد، و گفت اللَّه و نگفت ربى براى اينكه مدلول لفظ اللَّه كسى است كه هر جمال و جلالى بسوى او منتهى مىشود، و تنها اكتفاء نكرد به نفى قدرت بر آوردن عذاب از خود و اثبات آن براى خدا بلكه اين را هم علاوه كرد كه اگر خدا نخواهد كه شما از نصيحت من منتفع شويد هرگز منتفع نخواهيد شد و به اين جمله نفى قدرت را از خود و اثباتش را براى خدا تكميل كرد و علاوه بر اين، آن نفى را با جمله(هُوَ رَبُّكُمْ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) تعليل نمود.
خواننده محترم اگر در اين محاوره و گفتگو دقت كند خواهد ديد كه محاورهايست پر از ادب، آن گاه بر لطائفى از ادب و كمال كه سيره انبيا (ع) مملو از آن است وقوف خواهد يافت، آرى اين بزرگواران جميع گفتار و رفتار و حركات و سكناتشان بر اساس مراقبت ادب و رعايت مراسم حضور بوده است، اگر چه به ظاهر، رفتار و گفتار آنها مانند كسى بوده كه از پروردگار خود غايب و پروردگار او از او غايب است، آرى(وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ)[١].
خداى تعالى محاورات بسيارى از هود، صالح، ابراهيم، موسى، شعيب، يوسف، سليمان، عيسى و محمد (صلى اللَّه عليهم اجمعين) نيز در حالات مختلفى كه داشتند، مثل حال شدت و رخاء، جنگ، امنيت، آشكار و پنهان، بشارت و انذار و امثال آن نقل فرموده.
خواننده محترم در آيه شريفه(فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِي)[٢] نيكو تدبر كند و ببيند موسى (ع) در مراجعتش از طور به سوى قوم خود با اينكه سرشار از غيظ و غضب بود چگونه در ذكر پروردگار خود رعايت ادب را نموده است.
و همچنين در آيه شريفه
[١] آنان كه در حضور خدايند از عبادتش تكبر نورزيده و بستوه نمىآيند، و شب و روز بدون سستى و ملال تسبيحش مىكنند. سوره انبياء آيه ٢١.
[٢] پس موسى پر از خشم و أسف به قوم خود بازگشت، گفت اى مردم آيا نبود كه پروردگارتان وعده نكويى به شما داد، آيا مدت مفارقتم از شما طول كشيد يا خواستيد غضبى از پروردگارتان راى به جان خود بخريد كه چنين ناروا عهد مرا شكستيد؟ سوره طه آيه ٨٦.