ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٠ - شراب در همه شرايع حرام بوده است
و اينكه فرمود: مشمولين اين آيه آنچه خوردهاند بر آنان حلال بوده است، منطبق است بر بيانى كه ما سابقا در باره آيه شريفه كرديم، مراجعه شود.
و در تفسير طبرى از شعبى نقل مىكند كه گفت: در باره شراب چهار آيه نازل شده است، نخست آيه(يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ ...) و مردم از شنيدن آن از شرابخوارى دست برداشتند، سپس آيه(تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً) كه از شنيدن آن دو باره از سر گرفتند، سپس دو آيه مائده:(إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ) تا جمله (فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ )[١]. مؤلف: ظاهر گفتار شعبى اين است كه آيه سوره نحل آيه سوره بقره را نسخ كرده، و دو آيه سوره مائده، آيه سوره نحل را نسخ نموده است، و گمان نمىكنيم بطلان اين حرف براى خوانندگان عزيز محتاج به بيان زائدى باشد.
[شراب در همه شرايع حرام بوده است]
در كافى و تهذيب به اسناد خود از امام ابى جعفر (ع) نقل مىكنند كه فرمود:
خداى تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نفرمود مگر اينكه در علمش گذشته بود كه وقتى دين او كامل شود كمال دين او مستلزم تحريم شراب خواهد بود، و هميشه شراب حرام بوده است، چيزى كه هست طرز تحريم در بين مردم در شريعت هر پيغمبرى نسبت به اول بعثت و آخر آن مختلف بوده، اول بطور ملايم سپس بطور جزم و قطع، چون اگر از همان بار اول آن را تحريم مىكردند، و شدت عمل بخرج مىدادند مردم زير بار نرفته و بطور كلى رشته را پاره مىكردند، و نيز حضرت ابى جعفر (ع) فرمود: كسى بقدر خداى تعالى در رفتار خود رعايت رفق و مدارا را نمىكند، و اين هم از رفق خداى تعالى است كه تكليف را به تدريج و به ملايمت در بين بندگان خود اجرا مىنمايد، چون مىداند اگر يكباره تكليف را بدوش آنان بگذارد هلاك و گمراه مىشوند.[٢] و در كافى به سند خود از عمرو بن شمر از ابى جعفر (ع) نقل مىكند كه فرمود: وقتى خداى تعالى آيه(إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ) را نازل فرمود، اشخاصى خدمت رسول اللَّه ٦ عرض كردند: يا رسول خدا ٦ ميسر چيست؟ حضرت فرمود: هر چيزى كه با آن قمار شود حتى كعبها[٣]، و گردو پرسيدند انصاب چيست؟ حضرت فرمود: آنچه كه براى
[١] الدر المنثور ج ٢ ص ٢ ح ١.
[٢] كافى ج ٦ ص ٣٩٥ ح ٣ تهذيب الاحكام ج ٩ ص ١٠٢ ح ١٧٨.
[٣] استخوانى است كه قمار بازان با آن قمار مىكنند و در فارسى قاپ ناميده مىشود.