ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥١ - بحث روايتى(شرح و تفسير سخنانى از امير المؤمنين(ع) در باره توحيد خداى سبحان، نفى وحدت عددى و نفى حد از ذات اقدس الهى و )
نداشته باشيم، و داراى ادراكى كه بتواند آن صفات كماليه را درك كند نباشيم- دقت كنيد-.
و اگر مفاهيم در نزديك شدن به ساحت مقدسش- به معنايى كه گذشت- ساقط و بى اعتبار نمىشد ممكن بود عقل همان مقدارى كه از مفاهيم عامه و مبهمه در دست دارد به همان مقدار به خداى تعالى احاطه پيدا كند، و بگويد مثلا خداى تعالى ذاتى است نه چون ساير ذوات، و داراى علمى است نه چون ساير علوم، داراى قدرتى است نه چون قدرت ديگران، داراى حيات است نه مانند ساير اقسام حيات، چون با چنين توصيفى ممكن است عقل، تمامى اوصافش را بشمارد، و به همه بطور اجمال احاطه پيدا كند، و ليكن اين احاطه، و لو اجمالى، آيا صحيح است؟ و آيا احاطهاى كه ممتنع است احاطه تفصيلى است. و اما اينكه آيا احاطه اجمالى ممكن است، سؤالى است كه جوابش را مىتوان از آيه(وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً)[١] و آيه(أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ)[٢] استفاده نمود، چه از اين دو آيه استفاده مىشود كه هيچ چيزى و به هيچ نحوى از انحاء نه اجمالى و نه تفصيلى به او احاطه نمىيابد، و ذات مقدس او اجمال و تفصيل نمىپذيرد، تا بتوان گفت: احاطه اجمالى حكمى دارد (ممكن است) و احاطه تفصيلى حكم ديگرى (محال است) دقت كنيد.
در احتجاج از امام امير المؤمنين ٦ نقل مىكند كه در خطبهاى فرمود:
دليله آياته، و وجوده اثباته، و معرفته توحيده، و توحيده تمييزه من خلقه، و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة، انه رب خالق، غير مربوب مخلوق، ما تصور فهو بخلافه- سپس فرمود:- ليس باله من عرف بنفسه، هو الدال بالدليل عليه و المؤدى بالمعرفة اليه[٣]- دليل او آيات و آثار صنع او است، و وجود او اثبات او است، و معرفتش توحيد اوست، و توحيدش تميز دادن اوست از خلق او، و حكم تميز، جدايى صفت است، نه جدايى به معناى كناره جويى، آرى پروردگارى است آفريننده كه مربوب و مخلوق كسى نيست، به هر صورتى كه تصور شود خود بر خلاف آن صورت است- آن گاه فرمود- كسى كه ذاتش شناخته شود اله نيست، اله پروردگار متعال است كه بدلالت و راهنمايى خودش شناخته شده است، چون او ادلهاى را كه بوجود او دلالت دارند دليل كرده، خلاصه دلالت دليل هم از ناحيه خود اوست، و معرفت را او طورى بوجود آورده كه بتواند فى الجمله به خود او متعلق شود .
مؤلف: تامل در آنچه گذشت اين معنا را روشن مىكند كه سوق خطبه فوق براى بيان اين جهت است كه وحدت بارى تعالى وحدت غير عددى است، چون به اين معنا صراحت دارد
[١] سوره طه آيه ١١٠.
[٢] سوره حم سجده آيه ٥٤.
[٣] احتجاج طبرسى ج ١ ص ٢٩٩.