ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٢ - چون خداى تعالى مالك تمامى كمالات و اصيل در هر كمالى است، اتصاف او به وحدت و كثرت عدديه محال است
توضيح اينكه كلمه احد در(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) طورى استعمال شده كه امكان فرض بر عددى را در قبال آن دفع مىكند، زيرا وقتى گفته مىشود: احدى به سر وقت من نيامد آمدن يك نفر و دو نفر و همه ارقام بالاتر را نفى مىكند، و همچنين اگر اين كلمه در جمله مثبت بكار رود مانند:( وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ)- و اگر احدى از مشركين به تو پناه آورد در اينجا نيز يك نفر و دو نفر و همه ارقام بالاتر از دو را شامل مىشود، و مانند كلمه هر كس هيچ رقمى از ارقام از شمول آن بيرون نيست.
و همچنين آيه( أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ)- و يا احدى از شما مستراح برود كه يك نفر و دو نفر و هيچ يك از ارقام از شمول آن بيرون نيستند، و احد در آيه(وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ) منسوب بود به مشركين، يعنى احدى از مشركين، و در آيه(أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ) منسوب بود به كلمه منكم يعنى احدى از شما مسلمين، آيه اولى همه مشركين را در بر مىگرفت و آيه دومى همه مسلمين را، و در آيه(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) چون احد در اثبات بكار رفته نه در نفى، و چون منسوب به چيزى و يا كسى هم نشده، از اين جهت مىرساند كه هويت پروردگار متعال طورى است كه فرض وجود كسى را كه هويتش از جهتى شبيه هويت او باشد رفع مىكند، چه اينكه يكى باشد و چه بيشتر، پس كسى كه ثانى خدا و انباز او باشد نه تنها در خارج وجود ندارد، بلكه فرض آنهم بر حسب فرض صحيح محال است.
و لذا در سوره توحيد نخست احد را به صمديت توصيف كرد، و صمد عبارتست از چيزى كه جوف و فضاى خالى در آن نباشد، و در ثانى به اينكه نمىزايد، و در ثالث به اينكه زائيده نمىشود، و در رابع به اينكه احدى همپايه او نيست، كه همه اين اوصاف از چيزهايى هستند كه هر كدام نوعى محدوديت و بركنارى را همراه دارند، و از همين جهت است كه هيچ آفريدهاى نمىتواند آفريدگار را آن طور كه هست توصيف كند، كما اينكه در قرآن به اين معنا اشاره كرده و مىفرمايد:(سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)[١].
و نيز مىفرمايد:(وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً)[٢] سر اين مطلب اين است كه صفات كماليهاى كه ما خدا را به آن صفات توصيف مىكنيم اوصاف مقيد محدودى هستند، و خداى تعالى منزه است از قيد و حد، خداى تعالى كسى است كه رسول اللَّه ٦ در
[١] منزه است خداوند از آنچه كه او را به آن توصيف مىكنند مگر توصيف بندگان مخلص خداوند.
سوره صافات آيه ١٦٠.
[٢] احاطه علمى به آن پيدا نمىكنند. سوره طه آيه ١١٠.