ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٥ - بحث روايتى(شرح و تفسير سخنانى از امير المؤمنين(ع) در باره توحيد خداى سبحان، نفى وحدت عددى و نفى حد از ذات اقدس الهى و )
خود، حادثش كرده؟ زيرا اگر اين فرضها در او راه يابد او نيز موجودى تغيير پذير خواهد بود، و كنهش داراى جزء خواهد بود و ديگر چنين موجودى ازلى نخواهد بود، موجودى خواهد بود داراى جلو و عقب و پشت و روى، و وقتى اين نواقص در او وجود داشت فرض استكمال هم در او راه مىيابد، اين وقت است كه ديگر صانع و خالق و علت نخواهد بود، چون تمامى نشانههاى مخلوق و معلول در او ديده مىشود، لذا با اينكه همه عالم بايد دليل بر هستى او باشند او خود مانند ساير ممكنات دليلى مىشود بر هستى صانعى، و خلاصه، واجب الوجودى كه مدلول عليه است يعنى همه عالم دليل بر هستى اويند، خود دليل بر واجب ديگرى مىشود .
مؤلف: سياق صدر كلام امام (ع) در بيان اين معنا است كه محدوديت نسبت به ذات مقدس خداى تعالى ممتنع و از آن ذات مقدس گذشته لازمه جميع موجودات است، و توضيح مختصرى از اين معنا در سابق گذشت، و از اينكه فرمود: لا يشمل بحد و لا يحسب بعد بمنزله نتيجه است براى بيان قبليش. و جمله: و انما تحد الادوات انفسها و تشير الالة الى نظائرها به منزله بيان ديگرى است براى نتيجه مزبور، يعنى جمله لا يشمل بحد ، چه از سياق بيان سابق برمىآيد كه نامحدودى خداى تعالى را از اين راه بيان مىكند كه حدود مستقره در مخلوقات، خود مخلوق و مجعول براى او و در رتبه متاخر از اويند، همان تاخرى كه فعل از فاعل و معلول از علت دارد، با اين حال ممكن نيست ذاتى كه جاعل حدود است، خود مقيد و محدود به آن شود، زيرا روزگارى (تعبير به روزگار از ناچارى است) بود كه جاعل بود و اين حدود را جعل نفرموده بود، و از آنها اثرى نبود، اين طريقه بيان قبلى بود.
و اما بيانى كه در جمله انما تحد ... است بيانى است كه سياقش سياق ديگرى و آن نتيجه را از راه ديگرى بدست مىدهد، و آن اينست كه اندازهگيرى و تحديداتى كه بوسيله اين ادوات و مقياسها انجام گرفته مىشود در محدودهايى است كه از سنخ مقياسها باشند، و بين آنها و مقياسها سنخيت نوعيه برقرار باشد، مثلا گرم كه واحد وزن است مقياسى است كه با آن سنگينىها را مىتوان سنجيد، و ليكن از عهده سنجش رنگها و صوتها برنمىآيد، چون بين آن و رنگ و بين آن و صوت سنخيت نيست، و براى رنگ و صوت مقياس ديگرى است از جنس خود آنها، همچنين بوسيله زمان- كه عبارتست از مقدار حركت- حركات اندازهگيرى مىشود، و همچنين وزن اجتماعى يك فرد انسان، كه آن را نيز از روى وزنههاى متوسط اجتماع يعنى اشخاص متوسط الحال سنجيده و بدست مىآورند، نه با مقياس ديگر.
و كوتاه سخن، هر يك از اين مقياسها حدودى را كه براى محدود خود معين مىكنند از جنس خود آن مقياسهايند، وقتى اين مطلب روشن شد، مىگوئيم: تمامى ما سوى اللَّه و صفاتى