ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٠ - آداب آن حضرت در خوردنيها و آشاميدنىها
مىخورد، خواست تا رعايت ادب كند چون لفظ سبابة كه انگشت پهلويى ابهام است مشتق از سب- ناسزا است، و اما اينكه روايت كرد كه آن حضرت فالوده ميل مىفرمود، مخالف است با روايتى كه صاحب كتاب محاسن آن را با ذكر سند از يعقوب بن شعيب از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: در وقتى كه امير المؤمنين (ع) در بين چند نفر از اصحاب خود در ميدان كوفه ايستاده بود شخصى طبقى فالوده به عنوان هديه برايش آورد، حضرت به اصحاب خود فرمود مشغول شويد، خودش هم دست دراز كرد كه ميل كند ناگهان دست خود را كشيد و فرمود: بيادم آمد كه رسول خدا ٦ فالوده نخورد، از اين جهت از خوردنش كراهت دارم.[١] ١٢١- و در كتاب مكارم مىگويد: رسول خدا ٦ آشاميدنيها را هم در قدحهاى بلورى كه از شام مىآوردند و هم در قدحهاى چوبى و چرمى و سفالى مىآشاميد.[٢] مؤلف: در كافى[٣] و محاسن نيز روايتى قريب به مضمون صدر اين روايت نقل كرده، و در آن دارد كه: رسول خدا ٦ دوست مىداشت از قدح شامى بياشامد و مىفرمود: اين ظرف نظيفترين ظرفهايى است كه در دسترس شما است.[٤] ١٢٢- و در كتاب مكارم از رسول خدا ٦ نقل كرده كه آن حضرت با كف دست هم آب مىخورد، آب را در دست ميريخت و مىفرمود هيچ ظرفى پاكيزهتر از دست نيست.[٥] ١٢٣- و در كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سنان نقل كرده كه گفت: رسول خدا ٦ در روزهاى عيد قربان دو قوچ ذبح مىكرد يكى را از طرف خود و يكى ديگر را از طرف فقراى امتش.[٦] ١٢٤- و از جمله آداب آن حضرت در خلوت- بنا بر نقل شهيد ثانى در كتاب شرح النفليه- آن بود كه احدى او را در حال بول كردن نديد.[٧]
[١] محاسن برقى ص ٤١٠ ح ١٣٥
[٢] مكارم الاخلاق ص ٣١
[٣] كافى ج ٦ ص ٣٨٦ ح ٨
[٤] محاسن برقى ص ٥٧٧ ح ٣٨
[٥] مكارم الاخلاق ص ٣١
[٦] كافى ج ٢ ص ٤١٥ ح ١
[٧] شرح النفليه