ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠١ - گفتارى پيرامون يمين(سوگند)
محرمات پروردگار و خوددارى از شهوات ممنوع است، و در باره نشانه آن فرموده: نشانه عدالت اجتناب از گناهان كبيره است، و دليل بر اين اجتناب به آن تفصيلى كه امام بيان داشت حسن ظاهر بين مسلمين است.
و در تهذيب[١] از عبد اللَّه بن مغيره از ابى الحسن على بن موسى الرضا (ع) نقل مىكند كه فرمود: كسى كه بر فطرت اسلام به دنيا آمده باشد و مردم نفس او را نفسى صالح بدانند جايز است كه شهادت دهد و شهادتش معتبر است.
و نيز در همان كتاب[٢] است كه سماعه از ابى بصير از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: در شهادت اشخاص ضعيف عيبى نيست به شرطى كه عفيف و خويشتن دار باشند.
در كتاب كافى به سند خود از على بن مهزيار از ابى على بن راشد نقل مىكند كه گفته است: خدمت حضرت ابى جعفر (ع) عرض كردم: دوستان شما در بين خود اختلاف دارند، آيا با اين حال مىتوانم در نماز به همه آنها اقتدا كنم؟ فرمود: دنبال كسى نماز بخوان كه به ديانتش وثوق داشته باشى[٣].
مؤلف: دلالت اين چند روايت بر مطالب گذشته، واضح است. البته در ذيل عنوان عدالت بحثهاى زيادترى هست و ليكن چون از غرض ما خارج است لذا از ايراد آن خوددارى مىكنيم.
گفتارى پيرامون يمين (سوگند)
حقيقت معناى اينكه مىگوييم: به جان خودم سوگند كه فلان مطلب فلان است، و يا: به حياتم قسم كه مطلب همانست كه من گفتم، اين است كه گفتههاى خود را در راستى و صحت به جان و زندگى خود كه در نظر، عزيز و محترم است پيوند دهيم، بطورى كه صحت و راستى گفتار ما بسته به جان و زندگى ما و عدم صحت آن بسته به عدم زندگى ما باشد، بطلان گفتارمان ابطال حرمت و منزلت زندگيمان باشد، با حفظ اينكه نداشتن ارزش و احترام زندگى
[١] تهذيب الاحكام طبع آخوندى ج ٦ ص ٢٨٣ ح ١٨٣.
[٢] من لا يحضره الفقيه ط دار التعارف ج ٣ ص ٢٧ ح ٧٧.
[٣] كافى طبع دار التعارف ج ٣ ص ٣٧٤ ح ٥.