ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٦ - در باطل و در حقى كه آميخته با باطل است ادب نيست و انبياء در دعوت به حق صراحت داشتهاند هر چند با ادبهاى دروغين سازگار نباشد
و نيز فرموده:(وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً، انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا)[١].
و همچنين انواع و اقسام زخم زبانها و تهمتها و اهانتهاى ديگرى كه در قرآن كريم از آنان حكايت شده و هيچ نقل نكرده كه يكى از انبياء (ع) در مقابل اين آزارها خشونتى و يا بد زبانى كرده باشد، بلكه در مقابل، گفتار صواب، منطق شيوا و خلق خوش از خود نشان مىدادند.
آرى اين بزرگواران پيرو تعليم و تربيتى بودند كه بهترين گفتار و زيباترين ادب را تلقينشان مىكرد و از همين تعليم الهى است دستورى كه به موسى و هارون داده و فرموده:
(اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى، فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى)[٢].
و به رسول گراميش ٦ فرمود:(وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً)[٣].
[خود را از مردم شمردن و متناسب با ميزان عقل مردم سخن گفتن، از آداب انبياء (ع) است]
از جمله آداب انبياء (ع) در باب محاوره و خطاب اين است كه خود را هميشه جزو مردم و يكى از ايشان حساب مىكردند و با هر طبقهاى از طبقات آنان به قدر پايه فهمشان صحبت مىكردند، و اين حقيقت از محاوراتى كه به حكايت قرآن با مردم مختلف داشتهاند به خوبى استفاده مىشود، و از طريق شيعه و سنى هر دو روايت شده كه رسول خدا ٦ فرمود: ما گروه پيغمبران اساس كارمان بر اين است كه با مردم به قدر عقلشان صحبت كنيم.
[در باطل و در حقى كه آميخته با باطل است ادب نيست و انبياء در دعوت به حق صراحت داشتهاند هر چند با ادبهاى دروغين سازگار نباشد]
اين را هم بايد دانست كه اصولا مبعوث شدن به نبوت مبنى بر اساس هدايت به حق و بيان حق و انتصار براى آن است. بنا بر اين انبياء (ع) ناچار بايد خودشان در دعوت به حق مجهز به حق و بر كنار از باطل باشند، و از هر چيزى كه مايه گمراهى است بپرهيزند، چه
[١] و ستمگران گفتند پيروى نمىكنيد مگر مردى جادو شده را، ببين چگونه برايت مثالها زدند و در نتيجه گمراه شدند و ديگر نمىتوانند براه آيند. سوره فرقان آيه ٩.
[٢] برويد سوى فرعون كه طغيان كرده است، و بزبان نرم دعوتش كنيد بلكه متذكر شود و يا بترسد.
سوره طه آيه ٤٤.
[٣] و اگر كسانى كه تو را دستور داديم به اينكه حقشان را بدهى نزد تو آمدند و بى حيائى كردند و تو خواستى تا چندى كه از خدايت طلب فضل و گشايش نكردهاى از آنان اعراض كنى لا جرم با ايشان بنرمى حرف بزن و وعده نيك بده. سوره اسراء آيه ٢٨.