ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٢ - خطرى كه رسول الله
كشف مىكند. و آن امر هر چه هست امرى است كه رسول اللَّه ٦ از تبليغ آن مىترسد، و در دل بنا دارد آن را تا يك روز مناسبى تاخير بيندازد، چه اگر ترس آن جناب و تاخيرش در بين نبود حاجتى به اين تهديد كه بفرمايد: (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ) نبود، و لذا در آيات اول بعثت هم كه آن جناب را به تبليغ احكام تحريك مىكند تهديدى ديده نمىشود. بلكه بر عكس لحن آنها خيلى ملايم است، مثلا در سوره علق مىفرمايد:(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ...)[١] و در سوره حم سجده مىفرمايد:(فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ)[٢] و در سوره مدثر مىفرمايد:(يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ)[٣] و امثال اين آيات.
[خطرى كه رسول اللَّه ٦ از آن نگران بوده خطر جانى نبوده بلكه پيامبر ٦ از خطر اضمحلال دين بيمناك بوده است]
گفتيم رسول اللَّه ٦ خطرات محتملى در تبليغ اين حكم پيش بينى مىكند ليكن اين خطر خطر جانى براى شخص آن جناب نيست، زيرا آن جناب از اينكه جان شريف خود را در راه رضاى خدا قربان كند دريغ نداشت، آرى او أجل از اين است كه حتى براى كوچكترين اوامر الهى از خون خود بخل ورزد، ترس او از جان خود مطلبى است كه سيره خود آن جناب و مظاهر زندگى شريفش آن را تكذيب مىكند، علاوه بر اين، خداى تعالى، خود در كلام كريمش بر طهارت دامن انبياء از اين گونه ترسها شهادت داده و فرموده:(ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً)[٤] و در باره نظائر اين فريضه فرموده:(فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)[٥] و نيز عدهاى از بندگان خود را به اين خصلت ستوده كه با اينكه دشمن آنان را تهديد كرده مع ذلك جز از خدا از
[١] بخوان بنام پروردگارت، همان پروردگارى كه عالم را آفريد. سوره علق آيه ١.
[٢] بنا بر اين بايد در وظايف خود استقامت بورزيد و در عبادات متوجه و از كردهها استغفار كنيد، و واى بر حال مشركين. سوره حم سجده آيه ٦.
[٣] سوره مدثر آيه ١.
[٤] چنين نيست كه بر نبى اكرم٦ در آنچه كه خدا واجب فرموده حرجى باشد، خداوند در باره او سنتى را مقرر فرموده كه در باره همه انبيا همان را مقرر و اجرا نموده بود، و امر پروردگار همواره بطور قضا و قدر حتمى بوده است، همان انبيايى كه پيامهاى او را به مردمى كه بسوىشان مبعوث بودند مىرساندند و از او مىترسيدند و از احدى جز خدا هراس نداشتند، و بس است خداوند براى حفظ و پاداش دادن به آنان. سوره احزاب آيه ٣٩.
[٥] از آنان نترسيد، بلكه از من بترسيد اگر مردمى با ايمان هستيد. سوره آل عمران آيه ١٧٥.