ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦١ - رواياتى در باره آداب حضرتش در پوشاك و متعلقات آن
٧٥- و در كتاب عوالى است كه روايت شده: رسول خدا ٦ عمامه سياهى داشت كه گاهى به سر مىگذاشت و با آن نماز مىخواند.[١] مؤلف: روايت شده كه بلندى عمامه آن جناب به قدرى بود كه سه دور و يا پنج دور به سرش پيچيده ميشد.
٧٦- و در كتاب خصال به سند خود از على (ع) نقل مىكند كه در ضمن حديث چهار صد كلمه فرموده: لباس پنبهاى بپوشيد كه لباس رسول خدا ٦ است، چه آن جناب لباس پشمى و مويى نمىپوشيدند مگر به جهت ضرورت.[٢] مؤلف: اين روايت از صدوق نيز بدون ذكر سند نقل شده و همچنين صفوانى آن را در كتاب التعريف نقل كرده و با همين روايت معنا روايتى كه قبلا گذشت كه آن جناب لباس پشم مىپوشيد روشن مىشود و منافاتى هم بين آن دو نيست.
٧٧- و در فقيه به سند خود از اسماعيل بن مسلم از امام صادق (ع) از پدرش ٦ نقل كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ عصاى كوچكى داشت كه در پائين آن آهن بكار برده شده بود، و آن جناب به آن عصا تكيه مىكرد و در نماز عيد فطر و عيد اضحى آن را به دست مىگرفت.[٣] مؤلف: اين روايت را صاحب جعفريات نيز نقل كرده.
٧٨- و در كافى به سند خود از هشام بن سالم از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: انگشتر رسول خدا ٦ از نقره بود.[٤] ٧٩- و در آن كتاب به سند خود از ابى خديجه نقل كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: نگين انگشتر بايد كه مدور باشد همانطور كه نگين رسول خدا ٦ چنين بود.[٥] ٨٠- و در خصال به سند خود از عبد الرحيم بن ابى البلاد و از ابى عبد اللَّه (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ دو انگشتر داشت به يكى از آنها نوشته بود:
[١] مستدرك ج ١ ص ٢٠٣ ح ٥
[٢] خصال صدوق ص ٦١٢
[٣] من لا يحضره الفقيه ج ١ ص ٣٢٣ ح ٢
[٤] كافى ج ٦ ص ٤٦٨ ح ١
[٥] كافى ج ٦ ص ٤٦٨ ح ٤