ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٥ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به كعبه و شكار در حال احرام و )
عرض كرد آرى همه اينها را شنيدهام، امام فرمود: آيا شنيدهاى كه مىفرمايد: (مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ) و (وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ )[١] عرض كرد: آرى شنيدهام، فرمود: آيا شنيدهاى كه مىفرمايد:(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ) تا آنجا كه مىفرمايد:(هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ) عرض كرد آرى شنيدهام، فرمود: اگر من آهويى شكار كنم و بكشم بنا بر اين چه كفارهاى بر من واجب مىشود؟ عرض كرد گوسفند، على (ع) پرسيد آيا بايد آن را به كعبه برساند؟ مرد عرض كرد آرى، حضرت فرمود: مطلب همين است. چون همانطورى كه شنيدهاى خداوند آن هدى را بالغ الكعبه ناميده[٢].
و نيز در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از عطاى خراسانى نقل كرده كه گفت عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و على بن ابى طالب و ابن عباس و زيد بن ثابت و معاويه در اين مساله كه محرم اگر شكارى را بكشد چه كفارهاى به عهدهاش مىآيد حكم كردهاند به اينكه بايد ديد قيمت آن شكار چقدر بوده است، با همان مبلغ اطعام مسكين كند[٣].
و نيز ابن جرير از ابى هريره از رسول اللَّه ٦ نقل مىكند كه در ذيل آيه(أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ) فرمود: چيزى كه دريا از مردارها بيرون افكند همان طعام درياست[٤].
مؤلف: در همين معنا رواياتى از بعضى از صحابه نيز نقل شده، ليكن رواياتى كه از طرق اهل بيت (ع) نقل شده و از نظر خواننده گذشت با آن روايات مخالفت دارند.
در تفسير عياشى از ابان بن تغلب نقل مىكند كه گفت: حضور حضرت ابى عبد اللَّه (ع) عرض كردم معناى(جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ) چيست؟
فرمود: كعبه را مايه قوام دين و دنياى مردم قرار داد[٥].
مؤلف: توضيح اين معنا در سابق گذشت.
[١] سوره انعام آيه ١٤٥- ١٤٦.
[٢] ( ٢ و ٣) در المنثور ج ٢ ص ٣٣٠
[٣] ( ٢ و ٣) در المنثور ج ٢ ص ٣٣٠
[٤] در المنثور ج ٢ ص ٣٣١
[٥] تفسير عياشى ج ١ ص ٣٤٦ ح ٢١١.