ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٣ - رد اشكالاتى كه صاحب المنار بر روايت فوق الذكر ايراد نموده است
على فرزند ابو طالب كه شيخ و بزرگ ابطحها است آب داد ، زيرا در اين شعر، هم مكه و هم اطراف آن ابطح ناميده شده.
صاحب مراصد الاطلاع گفته است: ابطح (بفتح الف و سكون با و فتح طاء و حاء بى نقطه) به معناى بستر سيل است كه داراى ريگهاى ريز باشد، ابن دريد هم گفته: ابطح و بطحا شن نرمى است كه سيلاب آن را بر روى زمين فرش مىكند، ابو زيد گفته: ابطح اثرى است كه از سيل باقى مىماند، چه بستر سيل وسيع باشد و چه تنگ، و شهر مكه و منا را ابطح مىگويند به ملاحظه اينكه فاصله بستر سيل از هر دو به يك اندازه است، بلكه فاصله آن نسبت به منا كمتر است، و بين آن و منا محلى است بنام محصب و بين آن و مكه خيف بنى كنانه است، و بعضى گفتهاند بين آن و منا ذو طوى است، و صحيح نيست.[١] از همه اينها گذشته روايتى را كه ثعلبى نقل كرده بعينه ديگران هم نقل كردهاند، و در نقل آنها كلمه ابطح ديده نمىشود و آن نقل همان است كه بزودى از مجمع البيان و او از جمهور و هم چنين غير آن خواهد آمد.
علاوه بر اين، بعد از همه اينها مىگوييم: روايت از اخبار متواتره و يا خبرى كه قرينه قطعى بر صحتش اقامه شده باشد نيست كه قابل اين همه بحث باشد، بلكه خبر واحد است كه ما سابقا در ابحاث گذشته بنظر خواننده رسانديم كه بناى ما بر اين نيست كه در غير احكام فرعيه بر اين گونه اخبار اعتماد كنيم، و اين نه ما تنهاييم، بلكه اصولا همه عقلا بنايشان بر اين است، اگر در همه طوايف بشرى تفحص كنيم خواهيم يافت كه همه آنها بنايشان بر اين است كه جز در محاورات روزمره خود به اخبار آحاد اعتماد نكنند، اين مقدار هم كه ما بحث كرديم براى اين بود كه در قبال خصم كه روايت را به باد خدشه و اشكال گرفته و مىخواست بدون دليل صحيح، روايت را ساختگى و مجعول قلمداد كند و با علم به اينكه اشكالاتش وارد نيست سكوت نكرده باشيم.
طبرسى در مجمع البيان مىفرمايد: سيد ابو الحمد ما را خبر داد كه حاكم ابو القاسم حسكانى از ابو عبد اللَّه شيرازى از ابو بكر جرجانى از ابو احمد بصرى از محمد بن سهل از زيد بن اسماعيل مولاى انصار از محمد بن ايوب واسطى از سفيان بن عيينه از جعفر بن محمد (ع) از پدران بزرگوار خود كه وقتى رسول اللَّه ٦ در روز غدير خم على را نصب كرد، فرمود: هر كه من مولاى اويم اينك على بن ابى طالب مولاى اوست، و اين مطلب
[١] مراصد الاطلاع على اسماء الامكنة ص ١٧.