ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩ - چهار دسته آيات شريفه در باره ولايت تكوينى خدا، ولايت تشريعى خدا، ولايت رسول الله
مىشود حصر افراد است، كانه مخاطبين خيال مىكردهاند اين ولايت عام و شامل همه است، چه آنان كه در آيه اسم برده شدهاند و چه غير آنان، چون چنين مظنهاى در بين بوده، آيه ولايت را منحصر كرده براى نام بردگان. ممكن هم هست به يك وجه ديگر اين حصر را قصر قلب[١] دانست.
(الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ) اين جمله بيان مىكند(الَّذِينَ آمَنُوا) را كه سابق بر اين جمله ذكر شده، و جمله و هم راكعون حال است از فاعل يؤتون و هم او عامل است در اين حال راكعون .
ركوع ، در لغت هيات مخصوصهاى است در انسان، و آن عبارت است از خميدگى، و لذا به پير مرد سالخوردهاى كه پشتش خميده، مىگويند شيخ راكع، يعنى پير خميده، و در عرف شرع عبارتست از هيات مخصوصهاى در عبادت. در قرآن مىفرمايد:(الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ)[٢] و اين ركوع در حقيقت حالت خضوع و ذلت آدمى را در برابر خداوند مجسم مىسازد.
چيزى كه هست در اسلام ركوع در غير نماز حتى براى خداوند مشروع نيست، بخلاف سجود كه در غير نماز هم مشروع است، و چون در ركوع معناى خشوع و اظهار ذلت هست گاهى همين كلمه را بطور استعاره در مطلق خشوع و تذلل و فقرى كه عادتا خالى از ذلت در برابر غير نيست بكار مىبرند، مثلا مىگويند فلانى براى فلان ركوع كرد، يعنى خود را كوچك نمود و لو خم نشده باشد.
(وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ) تولى به معناى گرفتن ولى است و(الَّذِينَ آمَنُوا) افاده عهد مىكند و در آن اشاره است به مؤمنين معهود، يعنى همان مؤمنين كه در(إِنَّما وَلِيُّكُمُ) ذكر شد و جمله(فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ) در جاى جزاى شرط قرار گرفته و ليكن در حقيقت جزا، نيست و جزا در تقدير است و اين جمله از باب بكار بردن كبراى قياس در جاى نتيجه در اينجا ذكر شده است تا علت حكم را برساند، و تقدير آيه چنين بوده: و من يتول فهو الغالب لانه من حزب اللَّه و حزب اللَّه هم الغالبون- هر كه خدا و رسول را ولى خود بگيرد غالب و پيروز است چون كه از حزب خداست و حزب خداوند هميشه غالب است .
[١] در پاورقى صفحه( ٩) معناى قصر قلب و قصر افراد گذشت.
[٢] سوره توبه آيه ١١٢.