ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١ - بحث روايتى(رواياتى در باره صدقه دادن امام على(ع) انگشترى خود را در حال ركوع و نزول آيات گذشته در اين شان)
( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)[١]- يعنى بگو من از شما بر رسالت خود مزدى نمىخواهم مگر همين را كه با نزديكانم مودت كنيد .
و نيز از او نقل شده از ابى صالح از ابن عباس كه گفت عبد اللَّه بن سلام با يك عده ديگر از يهوديهايى كه به اتفاق هم ايمان آوردند شرفياب شدند خدمت رسول اللَّه و عرض كردند خانههاى ما دور است جز حضور تو جايى نداريم كه در آن معالم دينى خود را ياد بگيريم و اقوام ما وقتى ديدند ما به خدا و رسولش ايمان آورديم و در نبوتش تصديقش كرديم ما را ترك گفتند و با خود قسم ياد كردند كه با ما مجالست نكنند و به ما زن ندهند و از ما زن نگيرند و با ما هم كلام نشوند و اين بر ما سخت و گران است، رسول خدا اين آيه را برايشان تلاوت فرمود:
(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ...) آن گاه رسول خدا ٦ از منزل به عزم مسجد بيرون رفت و در حالى كه مردم مشغول ركوع و سجود بودند وارد مسجد شدند، در اين بين، چشم آن جناب به سائلى افتاد، روى به سائل كرد و فرمود آيا كسى به تو چيزى داده؟ عرض كرد: آرى انگشترى از طلا، حضرت پرسيد چه كسى انگشتر را بتو داد؟ عرض كرد آن مردى كه ايستاده- با دست اشاره به على بن ابى طالب (ع) نمود- رسول خدا پرسيد در چه حالى بتو داد؟
عرض كرد در حال ركوع، حضرت تكبير گفت و اين آيه را تلاوت نمود(وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ) آن گاه حسان بن ثابت اين اشعار را در باره اين ماجرا سرود[٢].
|
ابا حسن تفديك نفسى و مهجتى |
و كل بطيء فى الهدى و مسارع[٣] |
|
|
ا يذهب مدحى و المحبين ضائعا |
و ما المدح فى ذات الا له بضائع؟[٤] |
|
|
فانت الذى اعطيت اذ كنت راكعا |
فدتك نفوس القوم يا خير راكع[٥] |
|
|
بخاتمك الميمون يا خير سيد |
و يا خير شار ثم يا خير بائع[٦] |
|
[١] نقل از غاية المرام ص ١٠٥ و ١٠٤ ح ١٠.
[٢] نقل از غاية المرام ص ١٠٥.
[٣] اى ابا حسن فداى تو باد جسم و جان من و جسم و جان همه عالم، چه آنان كه در راه هدايت كند سير مىكنند و چه آنان كه به سرعت پيش مىروند.
[٤] آيا اين مديحه من و مديحه( دوستدار تو) ضايع و بى نتيجه خواهد شد؟! حاشا مدحى كه در راه رضاى خدا( نه به اميد جايزه) گفته شده ضايع و بى اجر باشد.
[٥] يا على تو آن كسى هستى كه در حال ركوع عطا فرمودى. جانهاى مردم فداى تو باد اى بهترين ركوع كننده.
[٦] عطا فرمودى انگشتر مباركت را اى بهترين سرور و اى بهترين خريدار و اى بهترين فروشنده در راه خدا.