ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٠ - چند روايت در باره سوگند لغو
طعام، همسرش هم از روى خشم گفت: حرامم باد اين طعام، ميهمان هم چون چنين ديد گفت: حرامم باد اين طعام، عبد اللَّه وقتى ديد كار به اينجا كشيد دست به طعام برده، و گفت:
بنام خدا تناول كنيد، بعد از صرف غذا خدمت حضرت رسول ٦ رفته و ماجرا را بعرض آن حضرت رسانيد، حضرت فرمود: تكليف همان بود كه كردى، آن گاه اين آيه نازل شد:(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ...)[١].
مؤلف: ممكن است اين دو سببى كه در اين دو روايت اخير براى نزول آيه ذكر شده، يعنى داستان تحريك شدن شهوت آن مرد و داستان عبد اللَّه بن رواحه، شان نزول آيه نبوده باشد، و راوى وقتى داستان را نقل كرده آيه را از پيش خود بعنوان استشهاد ذكر كرده است، و از اين قبيل استشهادات روايات اسباب نزول زياد ديده مىشود، و ممكن هم هست براى نزول آيه اسباب و حوادث متعددى واقع شده باشد.
[چند روايت در باره سوگند لغو]
و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن سنان نقل شده كه گفت از امام (ع) پرسيدم از مردى كه به زنش مىگويد: اگر از اين به بعد من شربت حلال و يا حرامى بياشامم تو طالق باشى، و يا به بردگان خود مىگويد اگر چنين كنم شما آزاد باشيد. آيا طلاق و عتق او صحيح است؟ حضرت فرمود: اما حرام، كه نبايد نزديكش برود چه سوگند بخورد و چه نخورد، و اما حلالى كه سوگند بر آن خورده چون تحريم حلال است آن نيز حرام نمىشود، بايد كه آن را بياشامد، زيرا حق ندارد حلالى را حرام كند. خداى تعالى مىفرمايد:(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ) پس در سوگندى كه بر ترك حلال خورده چيزى بر او نيست[٢].
و مرحوم كلينى در كافى به سند خود از مسعدة بن صدقه نقل كرده كه گفت: من از امام صادق (ع) شنيدم كه در ذيل آيه شريفه(لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ) مىفرمود: سوگند لغو، گفتن نه و اللَّه و آرى و اللَّه كه در هيچ چيزى عقد و التزام نياورد.[٣] مؤلف: عياشى هم در تفسير خود نظير اين روايت را از عبد اللَّه بن سنان نقل كرده[٤] و نيز نظير همان را از محمد بن مسلم روايت نموده، با اين تفاوت كه در آخرش دارد: با سوگند لغو
[١] الدر المنثور ج ٢ ص ٣٠٧.
[٢] تفسير عياشى ج ١ ص ٣٣٦ ح ١٦٢.
[٣] كافى ج ٧ ص ٤٤٣ ح ١.
[٤] تفسير عياشى ج ١ ص ٣٣٦ ح ١٦٣.