ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١١ - (رواياتى در ذيل آيات مربوط به شهادت كافر و شان نزول آنها)
نيافتند، پرسيدند جام چه شد؟ گفتيم غير از اين اموال چيز ديگرى نداشت.
تميم مىگويد، اين بود تا من بعد از آنكه رسول اللَّه ٦ به مدينه تشريف آورد مسلمان شدم، و از اين گناه خود منفعل بودم ناچار ورثه متوفى را ديده و داستان جام و اسلام خود را شرح داده و مبلغ پانصد درهمى كه سهم من از پول جام بود به آنها دادم، و گفتم كه همين مقدار هم نزد همسفر من فلانى است، ورثه رفتند و او را گرفته و نزد رسول اللَّه ٦ بردند، رسول اللَّه ٦ از آنها گواه خواست، دو نفر كه حاضر شوند و شهادت دهند نيافتند، فرمود: پس ابن بدا را به چيزى كه در دين خودش مقدس و عظيم است سوگند دهيد، آنها نيز چنين كردند، ابن بدا بر برائت خود سوگند خورد، در اين ميان آيه مورد بحث:(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ) تا آنجا كه مىفرمايد:(أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ) نازل شد، عمرو بن عاص چون چنين ديد با يك نفر برخاسته و به نفع ورثه سوگند خوردند، رسول اللَّه ٦ به حكم سوگند پانصد درهم از ابن بدا گرفت و به ورثه داد.[١] مؤلف: اين روايت صرفنظر از ضعف سندش همانطورى كه مىبينيد كاملا با آيه مطابقت ندارد، به خلاف روايت قمى. و اتفاقا از طرق عامه هم روايتى از ابن عباس و عكرمه قريب به مضمون روايت قمى وارد شده است.
و نيز در در المنثور است كه فاريابى و عبد بن حميد و ابو عبيده و ابن جرير و ابن منذر و ابو الشيخ از على ابن ابى طالب (ع) نقل كردهاند كه آن حضرت در آيه(مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ) در كلمه استحق تا را به فتح قرائت فرمودهاند[٢].
و نيز در آن كتاب است كه ابن مردويه و حاكم (وى روايت را صحيح دانسته) از على بن ابى طالب (ع) نقل كرده كه فرمود: رسول اللَّه ٦ نيز استحق را به فتح تاء قرائت فرمودهاند[٣].
و نيز در آن كتاب است كه ابن جرير از ابن عباس نقل كرده كه گفت: اين آيه نسخ شده[٤].
مؤلف: دليلى بر آنچه در اين روايت راجع به نسخ هست نداريم.
در كافى از محمد بن اسماعيل از فضل بن شاذان و على بن ابراهيم از پدرش از ابن
[١] تفسير در المنثور ط دار المعرفه ج ٢ ص ٣٤١.
[٢] ( ٢ و ٣) در المنثور ج ٢ ص ٣٤٤.
[٣] ( ٢ و ٣) در المنثور ج ٢ ص ٣٤٤.
[٤] در المنثور ج ٢ ص ٣٤٣.