ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٢ - (رواياتى در ذيل آيات مربوط به شهادت كافر و شان نزول آنها)
ابى عمير از هشام بن حكم از امام صادق (ع) نقل مىكند كه در باره جمله(أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ) فرمود: اگر شخص مسلمانى در شهرى باشد كه مسلمان در آنجا يافت نشود جايز است غير مسلمان را بر وصيت شاهد بگيرد[١].
مؤلف: معنا و مفاد اين روايت از آيه به خوبى استفاده مىشود.
و نيز در اين كتاب به اسناد خود از يحيى بن محمد نقل مىكند كه گفت: از امام ابى عبد اللَّه (ع) از معناى آيه(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ) پرسيدم، فرمود: مراد از(ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ) دو نفر مسلمان و مراد از(آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ) اهل كتابند، و اگر از اهل كتاب كسى يافت نشد، از مجوس، براى اينكه سنت رسول اللَّه ٦ در باب جزيه در باره مجوس همان سنتى بود كه در باره اهل كتاب معمول مىداشت، و اين حكم وقتى قابل اجرا است كه مردى در سرزمين غربت بميرد، و از مسلمانان كسى بر بالينش نباشد، ناگزير از اهل كتاب دو نفر را شاهد مىگيرد. و در صورت اتهام، حاكم شرع آنان را بعد از نماز عصر توقيف مىكند تا به خداى تعالى سوگند بخورند كه:(لا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِينَ)[٢] سپس فرمود: اين وقتى است كه ولى ميت در باره شهادت شهود سوء ظن داشته باشد، پس اگر به دست آوردند كه شهود به باطل شهادت داده و عناد ورزيدهاند، در صورتى كه دو شاهد ديگر حاضر شوند و بجاى شهود نخستين شهادت دهند حاكم شهادت شهود نخستين را نقض و از اعتبار ساقط مىكند،(فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ) پس سوگند مىخورند كه شهادت ما به حق نزديكتر از شهادت آن دو است و ما در شهادت خود تجاوز نكردهايم، چه اگر تجاوز كرده باشيم هر آينه از ستمكاران خواهيم بود، اگر اين دو شاهد چنين شهادتى دادند شهادت اول باطل و بر طبق شهادت دوم حكم مىشود، زيرا خداى تعالى مىفرمايد:(ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا ...)[٣].
مؤلف: اين روايت همانطورى كه مىبينيد موافق مطلبى است كه ما قبلا در معنى آيه گفتيم، و در معنى آيه غير از اين روايت، روايات زياد ديگرى در كافى و تفسير عياشى از امام ابى عبد اللَّه و امام موسى بن جعفر (ع) روايت شده است.
[١] فروع كافى ط دار التعارف ج ٧ ص ٤ ح ٣.
[٢] ما با اين شهادت خود سود مادى را در نظر نداريم، اگر چه اين سود حمايت از خويشاوند باشد، و شهادت خداى را كتمان نمىكنيم، چه اگر بكنيم در اين صورت البته از گناهكاران خواهيم بود.
[٣] فروع كافى ط دار التعارف ج ٧ ص ٤ ح ٦.