ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٨ - معناى كلمه حل و مشتقات آن
كسى كه اطاعت امرش لازم است.[١]
[معناى كلمه: حل و مشتقات آن]
و در باره معناى كلمه حلال هم گفته است حل در اصل به معناى گشودن گره است، و به همين معنا است آيه شريفه (وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي)- بگشاى گره از زبان من و حلول به معناى نزول است، و گويا مناسبتش با معناى اصلى اين است كه نوعا در موقع پياده شدن و نزول در منزل بارها را مىگشايند، و گرهها را باز مىكنند، آن گاه در نزولى هم كه بار گشودن ندارد استعمال شده و گفته شده است: حل حلولا و أحله . خداى عز و جل هم در قرآن فرموده:( أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ)- يا عذاب فرود مىآيد نزديكى خانههايشان . (وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ)- و فرود آوردند قوم خود را در خانه هلاكت و گفته مىشود: اذا حل الدين وجب ادائه- وقتى قرض حلول كرد (سر رسيد) واجب است اداى آن ، و حلة به معناى قومى است كه پياده شوند، و به همين معنا است حى حلال يعنى قبيلهاى كه نازل شدند، و محلة به معناى مكان حلول و جاى نزول است، و اينكه گفته مىشود: فلان چيز حلال است.
استعاره است از حل عقده، يعنى گشودن گره. و به اين معنا در كلام خداى تعالى استعمال شده است، آنجا كه مىفرمايد:( كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً)- و بخوريد از حلال و طيب آنچه روزيتان كردهايم و نيز مىفرمايد: (هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ)- اين حلال است و اين حرام [٢].
و ظاهرا از اين جهت حل را هم در مقابل حرمت و هم در مقابل احرام و هم حرم ذكر مىكنند، و مىگويند: الحل و الحرمة و الحل و الحرام و الحل و الحرم كه در اين سه لفظ يعنى حرمت و احرام و حرم گرهى خيالى بنظر مىرسد، چون ممنوعيتى كه همان معناى حرمت و احرام و حرم است خود در حقيقت گره و عقدهايست.
و اين ظهور از اين جهت كه اين سه لفظ در مقابل حل قرار مىگيرد روشنتر مىشود، زيرا حل استعاره است براى معناى جواز و اباحه، و اين دو لفظ يعنى حل و حرمت از حقايق عرفى است، نه از مخترعات و اصطلاحات شرعى يا متشرعه، و آيه مورد بحث، مؤمنين را از تحريم حلال نهى مىكند، يعنى دستور مىدهد آنچه را كه خدا بر ايشان حلال كرده بر خود حرام نكنند، و اين تحريم حلال يا به اين مىشود كه در مقابل حليت شارع حرمتش را تشريع كنند، و يا به اين مىشود كه كسى از انجام آن عمل حلال جلوگيرى نموده يا خودش از انجامش امتناع بورزد، چه همه اينها تحريم و منع و در حقيقت نزاع با خداى سبحان است در
[١] مفردات راغب ص ١١٤( حرم).
[٢] مفردات راغب ص ١٢٨( حل).