ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٩ - دعائى كه ادب بندگى پيامبر اسلام
٦ و مؤمنين است كه بعنوان مقدمه براى گفتن:(رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا) ايراد شده تا هم به منزله ثنائى بر خداى تعالى باشد و هم اين توهم را كه خداى تعالى به بيش از طاقت مؤاخذه مىكند و به بعضى از احكام حرجى هم تكليف مىنمايد دفع كند، و اگر با جمله(رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا ...) از درگهش مسئلتى مىكند، مقصودش تخفيف در احكامى است كه ممكن است به عناوين ثانويه از ناحيه حكم يا از لجاج و عناد مكلفين ناشى شود، جعل شود، نه اينكه خداى تعالى بدون هيچ يك از اين دو جهت چنين تكاليفى جعل كند. يا آنكه كلام پروردگار متعال است كه در بين دو فقره از دعاى امت اسلام يعنى:(غُفْرانَكَ رَبَّنا ...) و(رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا ...) قرار گرفته تا فائده قبلى را افاده نموده و تاديب و تعليمى باشد براى مسلمين و بخواهد طريقه دعا كردن را به زبانشان بگذارد، چون آنان به آنچه خدا بفرمايد ايمان دارند.
به هر حال اين جمله تكيه گاه سخن مؤمنين و مبناى دعاى آنهاست، آن گاه تتمه دعايشان را ذكر مىفرمايد، و به عبارت ديگر قسمت ديگرى از مسئلتهايشان را كه عبارتست از(رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا ...)،(رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً ...) و(رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا) نقل مىكند، و گويا مرادشان از عفو، عفو از نسيان و خطا و ساير موجبات حرجى است كه از آنان سر زده، و مرادشان از(وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا) عفو از ساير گناهان و خطاياشان مىباشد، و از ذكر مغفرت در اينجا با اينكه قبلا گفته بودند:(غُفْرانَكَ رَبَّنا) تكرار لازم نمىآيد، براى اينكه كلمه مزبور به منظور افاده موازنه حال آنان و ادبشان نسبت به پروردگارشان با حال اهل كتاب و معاملهشان با پروردگارشان و با كتابشان از ايشان حكايت شده، علاوه بر اينكه مقام دعا، مقامى است كه مثل ساير مقامات مانع تكرار نيست، و اشتمال اين دعا بر ادب عبوديت و رعايت آن در تمسك به ذيل عنايت ربوبى يكى پس از ديگرى و اعتراف به مملوك بودن و در موقف ذلت و مسكنت عبوديت قرار داشتن در مقابل رب العزة مطلبى است كه هيچ حاجتى به بيان ندارد.
در قرآن كريم براى رسول خدا ٦ تاديبهاى الهى و تعليمات عاليهايست در انواع و اقسام ثنا بر پروردگار تا با رعايت آن پروردگار خود را ثنا گويد، و آن آداب را در درخواستهاى خود به كار بندد، نظير تاديبى كه در آيه شريفه(قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ)[١] و در آيه شريفه(قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ)
[١] بگو بار الها اى مالك ملك عالم ملك راى به هر كه بخواهى مىدهى. سوره آل عمران آيه ٢٦.