ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٨٥ - ادب ابراهيم(ع) در احتجاج با قوم خود و در دعا و درخواستهايش از خداوند
شده مگر دعائى كه در باره آمرزش پدر كرد. از خداى تعالى نيز غير اين توقع نمىرود، حاشا بر خداى عالم كه دعاى بندهاى از بندگان مكرمش را از روى بى اعتنايى مستجاب نفرمايد، با اينكه خودش در باره اين پيغمبر فرموده:(مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ)[١] و نيز فرموده:(وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ)[٢] و نيز فرموده:(وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ)[٣] و نيز به سلام عام درودش فرستاده و فرموده:(سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ)[٤].
سير در تاريخ چند هزار ساله بعد از نوح نيز جميع آنچه را كه قرآن شريف از محامد و فضائل او نقل كرده تاييد و تصديق مىكند، چون تاريخ نيز اين حقايق را ثبت كرده كه او پيغمبرى كريم بوده كه به تنهايى به دين توحيد و احياى فطرت قيام نموده و عليه و ثنيت و براى ويران كردن اركان آن نهضت كرده، و در دورهاى كه آثار و علائم توحيد رو به نابودى مىرفت و رسوم نبوت محو مىشد و دنيا اسم نوح و ساير انبياى گرام خداوند را بدست فراموشى مىسپرد، او دين فطرت را بپا داشت و دعوت به توحيد را در بين مردم نشر داد، و در نتيجه امروز كه قريب چهار هزار سال از دوره آن جناب مىگذرد هنوز نام توحيد باقى و دلهاى اعقاب وى بدان معتقد است، براى اينكه دينى كه امروز دنيا آن را دين توحيد مىشناسد يكى دين يهود است كه پيغمبر آن حضرت موسى (ع) است و يكى دين نصارا است كه پيغمبرش عيسى (ع) است، و اين دو بزرگوار هر دو از دودمان اسرائيل يعنى يعقوباند و يعقوب فرزند اسحاق و او فرزند ابراهيم است. و همچنين دين اسلام كه پيغمبر آن حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد اللَّه (ع) است، چه آن حضرت هم از ذريه اسماعيل فرزند ابراهيم است.
از جمله دعاهايى كه خداوند متعال از آن جناب نقل كرده، اين دعا است:(رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ)[٥]، در اين جمله از خداوند فرزند صالح مىخواهد، و در جمله كوتاه، هم حاجت خود را طلبيده و هم از شر اولاد ناخلف به پروردگار خود اعتصام جسته و هم درخواست خود را از جهت اينكه وجهه دنيايى داشت به يك وجهه معنوى موجه نموده و در نتيجه خدا پسندانهاش كرد.
[١] سوره حج آيه ٧٨.
[٢] سوره زخرف آيه ٢٨.
[٣] و به تحقيق او را در دنيا برگزيديم و بدرستى او در آخرت از صالحين است. سوره بقره آيه ١٣٠.
[٤] سوره صافات آيه ١٠٩.
[٥] سوره صافات آيه ١٠٠.