ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٧ - گفتارى پيرامون بندگى و بندهدارى
مؤلف: همين روايت را مجلسى در اولين حديث از بحار[١] از در المنثور[٢] نقل كرده، و در اين ميان اخبار ديگرى راجع به دعاهايى كه رسول خدا ٦ در موقع خواندن قرآن و يا در موقع تلاوت سورهها و يا آيات مخصوصى مىخواند در دست هست كه اگر كسى بخواهد از آنها اطلاع حاصل كند بايد به كتبى كه متعرض آن است مراجعه نمايد. آن حضرت داراى خطبهها و بياناتى است كه در آن مردم را به تمسك به قرآن و تدبر در آن ترغيب و به اهتداء به هدايت و استناره از نور آن تحريص مىفرمايد، و خود آن جناب به طريق اولى به آنچه كه در اين باره توصيه مىفرمود عمل مىكرد، و از همه پيشقدمتر و سريعتر به سوى خيرات بود، همو بود كه مىفرمود: سوره هود مرا پير كرد.[٣] و البته مقصود آن جناب آيه(فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ) است.
كما اينكه از ابن مسعود هم قريب به اين مضمون روايت شده كه گفت: رسول خدا ٦ مرا دستور دادند كه مقدارى از قرآن را بخوانم، و من چند آيهاى از سوره يونس برايش تلاوت كردم تا آنكه رسيدم به اين جمله:(وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ ...)[٤]، ديدم كه اشك در دو چشمان نازنينش حلقه زد.[٥] اين بود پارهاى از آداب و سنن آن حضرت كه ما آن را از رسالهاى كه سابقا در باره سنن آن حضرت تاليف كرده بوديم انتخاب نموده، در اينجا ذكر نموديم، و در كتب شيعه و سنى روايات مستفيضهاى در اين باره نقل شده كه البته آيات الهى قرآن نيز آن را تاييد مىكند و هيچيك از آنها را رد و انكار نمىنمايد. و خداوند راهنما است.
گفتارى پيرامون بندگى و بندهدارى
خداى تعالى در سوره مائده مىفرمايد:(إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ)[٦] و اين كلام خلاصهايست از معناى رقيت و بندگى، گر چه در قرآن كريم آياتى كه متضمن اين معنا هستند بسيار است، ليكن جمله كوتاه فوق نفوذ تصرفات خود مختارانه مولا را در عبد تعليل مىكند و
[١] بحار الانوار ج ٩٢ ص ٣٢٢.
[٢] در المنثور ج ٦ ص ٣٣١.
[٣] در المنثور ج ٣ ص ٣٢٠.
[٤] سوره يونس آيه ٣٠.
[٥] احياء العلوم ج ٣ ص ١١٩.
[٦] اگر آنان را عذاب كنى بارى بندگان تواند. سوره مائده آيه ١١٨.