ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٧ - نهى مستقل از اينكه قسم وسيله خدعه و دغلكارى قرار داده شود
است بر جمله(فَتَزِلَّ قَدَمٌ) و بيان نتيجه آن است، هم چنان كه جمله مذكور بيان نتيجه و غايت جمله(تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا) بود، و با رعايت اين ترتيب روشن مىشود كه جمله مورد بحث يعنى(بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ) به منزله تفسير براى جمله(فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها) مىباشد.
و مراد از صدود از سبيل اللَّه ، اعراض و امتناع از سنت فطرى است كه خدا بشر را بر آن فطرت، خلق كرده است، و دعوت نبوى بسوى آن دعوت مىكند، دعوت مىكند به اينكه همواره ملتزم به راستى و استقامت و رعايت عهد و پيمان و سوگندهاى خود بوده، از دغل و خدعه و خيانت و دروغ و زور و غرور و فريب دورى گزينند.
و مراد از چشيدن سوء ، چشيدن عذاب است، و جمله(وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ) حال از ضمير در تذوقوا است، و ممكن هم هست، مراد از چشيدن سوء، آثار سويى باشد كه از ناحيه ضلالت خود در همين دنيا مىبينند، آن وقت جمله(وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ) از عذاب آخرتى ايشان خبر داده باشد اين آن مطلبى است كه از ظاهر آيه شريفه استفاده مىشود.
پس معناى آيه اين شد كه: سوگندهاى خود را وسيله دغلكارىهاى ميان خود قرار ندهيد، كه اينكار باعث مىشود از آنچه بر آن ثابت گشتهايد جدا شده، آنچه را محكم كردهايد بار ديگر باز كنيد، و اين خود اعراض از راه خداست كه عبارت است از التزام فطرت و دورى از غدر و خدعه و خيانت و دغلى . و كوتاه سخن اينكه مايه افساد در زمين بعد از اصلاح آن است و در آخر باعث اين است كه شما را به چشيدن سوء و شقاوت در زندگى دنيا و عذاب عظيمى در آخرت دچار سازد.
بعضى[١] از مفسرين گفتهاند كه: اين آيه مختص به نهى از نقض بيعت با رسول خدا ٦ است، چون سنت در صدر اسلام بر اين جارى شده بود كه هر كه مسلمان مىشد با رسول خدا ٦ بيعت مىنمود، و آيه در خصوص كسانى نازل شده كه با آن حضرت بر يارى دين و اهل دين بيعت نمودند، خدا ايشان را نهى مىكند از اينكه بيعت خود را بشكنند، و بنا بر اين مراد از لغزيدن قدم بعد از ثبوتش، ارتداد بعد از مسلمان شدن، و ضلالت بعد از رشد است.
و ليكن سياق آيه مساعد با اين تفسير نيست، و بر فرض هم كه قبول كنيم خاص بودن مورد منافات با عموميت حكم ندارد.
[١] منهج الصادقين، ج ٥، ص ٢٢١.