ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٣ - سبب حقيقى پرواز مرغان در هوا خداى تعالى است و اسباب طبيعى منتهى به مسبب الاسباب مىشوند
مسبب در گرفتن وجود خود از خدا محتاج به اين است كه سببش قبلا وجود خود را گرفته باشد، و ما در صفحات گذشته توضيحى براى اين مطلب گذرانديم.
اين است معناى توحيد قرآن، و دليل بر آن از جهت لفظ، آياتى است نظير آيه(أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ)[١] و آيه(أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً)[٢] و آيه(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ)[٣] و آيه(إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)[٤].
و دليل بر آنچه در معناى نفى و اثبات در آيه گفته شد (آيا جمله جز خدا كسى طير را در فضا نگه نمىدارد با سببيت اسباب طبيعى منافات دارد يا نه) كلمه مسخرات است، چون تسخير وقتى محقق مىشود كه (مسخر) سببى ديگر را مجبور در كارى كند كه او مىخواهد، پس خود همين كلمه دلالت دارد بر اينكه مقهور، خود نوعى از سببيت طبيعى را دارد.
و پرواز مرغان در جو آسمان در حقيقت عجيبتر از ايستادن انسان در زمين نيست پس همه بطور مساوى منتهى به صنع خداى تعالى است، چيزى كه هست انسان نسبت به پارهاى چيزها انس و الفت گرفته و تا چشم گشوده آن را آن طور ديده و باعث شده كه قريحه جستجو و تحقيق و كنجكاويش نسبت به آن خمود گردد و از ديدن آن دچار هيچ شگفتى نشود ولى همين انسان وقتى به چيزى مخالف آنچه كه مانوس اوست برخورد آن را امرى استثنايى و غير عادى مىپندارد، و قهرا قريحه كنجكاويش به بحث و جستجو برانگيخته مىشود.
انسان همواره ديده كه اجسام سنگين همه به زمين تكيه مىكنند و به سوى زمين جذب مىشوند، اين تا بوده چنين ديده آن گاه وقتى مىبيند كه چيز سنگينى بنام فلان مرغ اين كليت را نقض كرده و در فضا پرواز مىكند، و جاذبه زمين با آن كارى ندارد تعجب مىكند و شروع به بحث و جستجو مىنمايد و تا روز به دست آوردن علتش تلاش مىكند، و البته اين بحث بهرهاى از حق و حقيقت را هم دارد و همين خود باعث شده كه قرآن كريم هم اينگونه امور را مواد احتجاج خود قرار مىدهد.
[١] آگاه باشيد كه خلق و امر مخصوص او است. سوره اعراف، آيه ٥٤.
[٢] بدرستى كه نيرو همهاش از خداست. سوره بقره، آيه ١٦٥.
[٣] خدا آفريدگار هر چيز است. سوره زمر، آيه ٦٢.
[٤] به درستى خدا بر هر چيز توانا است. سوره نحل، آيه ٧٧.