ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٩ - معناى اينكه فرمود شير خالص را از ميان فضولات شكم و خون به شما نوشانيديم
بر انسان و عقل انسان مىشود، و ميان عقل آدمى و خود او حايل مىگردد- تا آنجا كه مىگويد- سكر - به فتحه سين و كاف- آن چيزى است كه براى آدمى سكر مىآورد، چنانچه خداى تعالى فرموده:(تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً)[١].
در مجمع البيان گفته: سكر در لغت بر چهار وجه آمده:
اول: به معناى هر شرابى كه سكرآور باشد.
دوم: هر طعامى كه طعم داشته باشد، و از آن باب است قول شاعر كه گفته:
جعلت عيب الاكرمين سكرا- تو عيبجويى از بزرگان را غذا و طعام خود كردى .
سوم: سكون است، و بهمين جهت مىگويند: ليلة ساكرة- شبى آرام شاعر در اين باره گفته است: و ليست بطلق و لا ساكرة- آن شب نه بى آشوب بود و نه آرام و همچنين مىگويند: سكرت الريح- باد ساكن شد باز شاعر گفته: و جعلت عين الحرور تسكر- نسيم داغ شروع به آرامش نمود .
چهارم: مصدر است وقتى مىگويى سكر فلان سكرا يعنى فلانى حيران شد حيران شدنى، و از همين باب است تسكير كه به معناى تحيير يعنى حيران كردن است. در قرآن كريم هم آمده:(سُكِّرَتْ أَبْصارُنا) يعنى حيران شد ديدگان ما [٢].
و ظاهرا اصل در معناى اين كلمه زوال عقل بخاطر استعمال چيزى است كه عقل را زايل مىكند، و بقيه معانى كه برايش ذكر كردهاند به نوعى استعاره يا توسع، از آن معنا گرفته شده.
جمله(وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ) يا جمله اسميه و عطف بر جمله(وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً) است، هم چنان كه جمله(وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً) در آيه قبلى عطف بر آن بود، و آن وقت تقدير كلام چنين مىشود: انزل من السماء ماء و من ثمرات النخيل و الاعناب ما تتخذون- و[٣] يا- شىء تتخذون ... .
مىگويند عرب، خيلى از اوقات ما ى موصوله را حذف مىكند، مانند كلام خداى تعالى كه فرموده:(وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) كه تقديرش رأيت ما ثم بوده.
[١] مفردات راغب، ماده سكر .
[٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٧٠، ط تهران.
[٣] اين ترديد بخاطر اختلافى است كه علماى ادب در حذف موصول دارند و بزودى بحثش خواهد آمد. سوره دهر آيه ٢٠.