ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٥ - وجوه مختلفى كه مفسران در پيرامون معناى آيه فوق ذكر كردهاند
را زنده مىدارد صحيح نيست، براى اينكه ما مكرر گفتهايم كه طريق تشخيص مصاديق كلمات قرآنى رجوع به ساير موارد قرآن است، مواردى كه صلاحيت تفسير دارند، نه رجوع به عرف و آنچه را كه عرف مصاديق الفاظ مىداند.
و آنچه از ساير موارد قرآن به دست مىآيد اين است كه: روح، خود مخلوقى از مخلوقات خداست و حقيقت واحدى است كه داراى مراتب و درجات مختلفى است، يك درجه از آن در حيوان و در غير مؤمنين از انسانها است، و درجه بالاتر آن در افراد مؤمن انسانها است، هم چنان كه فرمود:(وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ)[١] و يك درجه ديگر آن روحى است كه انبياء و رسل، بوسيله آن تاييد مىشوند، و در آن باره فرمود:(وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ)[٢] و نيز فرمود:(وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا)[٣] كه ان شاء اللَّه تفصيل اين جريان بعدا خواهد آمد.
اين، آن مطلبى است كه از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود، و اما بحث از اينكه اطلاق كردن لفظ روح بر اين معنا آيا اطلاق حقيقى است يا مجازى و دقت در اينكه آيا در صورت مجاز بودن از باب استعاره تصريحى است و يا استعاره به كنايه است، و يا جمله(بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ) از قبيل تشبيه و به منظور ذكر مشبه و تصريح به اسم آنست،- كه البته اين احتمال بنا بر بيانيه بودن من درست است هم چنان كه در آيه(حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ)[٤] تصريح كردهاند بر اينكه از باب تشبيه و به منظور تصريح به مشبه در متن كلام است، ابحاثى است ادبى كه جنبه فنى دارد، ولى در پى بردن به حقايق، اثر چندانى نمىبخشد.
بعضى[٥] ديگر گفتهاند: حرف من در جمله من امره بيانيه و جمله مزبور بيان روح است، و مراد از روح، وحى است، هم چنان كه گذشت.
اشكال اين حرف صرفنظر از اشكالهاى سابق اين است كه اين آيه و آيه(قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي) در سوره اسراء يك مسلك دارند، و ظاهر غير قابل انكار آيه سوره اسراء اين
[١] ايشان را با روحى از خود تاييد نمود. سوره مجادله، آيه ٢٢.
[٢] او را با روح القدس تاييد كرديم. سوره بقره، آيه ٨٧.
[٣] و اين چنين وحى كرديم به تو روحى از امر خود را. سوره شورى، آيه ٥٢.
[٤]( بخوريد و بياشاميد) تا خط سپيدى روز از سياهى شب در سپيده دم پديدار گردد. سوره بقره، آيه ١٨٧.
[٥] روح المعانى، ج ١٤، ص ٩٣.