ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨١ - فصل ششم آنچه از روايات مربوط به جمع و تاليف قرآن استفاده مىشود
باب است- و همچنين در دلالت آنها به آدمى مىفهماند اين است كه هر چند روايات، آحاد و غير متواتر است، و ليكن قرائن قطعيه همراه دارد كه آدمى را ناگزير از پذيرفتن آنها مىكند، چون بطورى كه قرآن كريم تصريح فرموده رسول خدا ٦ هر چه كه از قرآن برايش نازل مىشده بدون اينكه چيزى از آن را كتمان كند به مردم ابلاغ مىكرده، و حتى به مردم ياد مىداده و برايشان بيان مىكرده، و همواره عدهاى از صحابه ايشان مشغول ياد دادن و ياد گرفتن بودند كه چطور قرائت كنند، و بيان هر كدام چيست، آن عده كه به ديگران ياد مىدادند همان قراء بودند كه بيشترشان در جنگ يمامه كشته شدند.
مردم آن زمان هم رغبت شديدى در گرفتن قرآن و حفظ كردنش داشتند، و اين گرمى بازار تعليم و تعلم قرآن هم چنان ادامه داشت تا آنكه قرآن جمع آورى شد. پس حتى يك روز و بلكه يك ساعت هم بر مسلمانان صدر اول پيش نيامد كه قرآن از ميانشان رخت بر بسته باشد، و آنچه كه بر سر تورات و انجيل و كتابهاى ساير انبياء آمد بر سر قرآن كريم نيامد.
علاوه بر اينكه روايات بىشمارى از طريق شيعه و سنى داريم كه رسول خدا ٦ بيشتر سورههاى قرآنى را در نمازهاى يوميه و غير آن مىخواند، و اين قرآن خواندن در نماز در حضور انبوه جمعيت بود، و در بيشتر اين روايات اسامى سورهها چه مكى و چه مدنى آن برده شده است.
از اينهم كه بگذريم رواياتى در دست است كه مىرساند هر آيهاى كه مىآمده رسول خدا ٦ مامور مىشده آن را در چه سورهاى و بعد از چه آيهاى جاى دهد، مانند روايت عثمان بن ابى العاص كه ما آن را در تفسير آيه(إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ)[١] نقل مىكنيم كه رسول خدا ٦ فرمود: جبرئيل اين آيه را برايم آورد و دستور داد آن را در فلان جاى از سوره نحل قرار دهم[٢].
و نظير اين روايت رواياتى است كه مىرساند رسول خدا ٦ سورههايى را كه آياتش به تدريج نازل شده بود خودش مىخواند، مانند سوره آل عمران و نساء و غير آن. پس، از اين روايات آدمى يقين مىكند كه آن جناب بعد از نزول هر آيه
[١] سوره نحل، آيه ٩٠.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ١٢٨ و الاتقان، ج ١، ص ٦٠.