ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٦٩ - پاسخ به دو دليل ديگر قائلين به تحريف استبعاد عقلى عدم تحريف و روايتى در باره مصحف على
و اى كاش مىفهميديم كه چگونه ممكن است ادعا كنيم اين همه آياتى كه شايد به قول و ادعاى آنان بالغ بر هزارها آيه باشد همه راجع به امر ولايت بوده و مخالفين آن حضرت آنها را حذف كردهاند؟! و يا اصولا آيههايى بوده كه عموم مسلمانان از آن خبرى نداشتهاند و تنها على (ع) از آن خبر دار بوده؟! چطور چنين جرأتى به خود بدهيم، با آن همه دواعى قوى كه مسلمانان در حفظ قرآن و آن همه شوق و رغبتى كه در فراگرفتن آن از خود نشان مىدادند؟! و آن همه سعى و كوششى كه رسول خدا ٦ در تبليغ آيات و رساندن آن به آفاق و تعليم و بيان آن مبذول داشته است؟! با اينكه خود قرآن كريم در اين باره تصريح كرده كه:( يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ)[١]( ) و نيز فرموده:( لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ)[٢]( ) آن آياتى كه احاديث[٣] مرسل مىگويند در سوره نساء در ميان جمله(وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى) و جمله(فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ) بوده و به اندازه يك ثلث قرآن يعنى بيش از دو هزار آيه مىشده و افتاده. و نيز آن آياتى كه محدثين سنى[٤] گفتهاند از سوره برائت ساقط شده، مانند بسم اللَّه آن و صدها آيه كه سوره مذكور را مساوى با سوره بقره مىكرده[٥] و اينكه سوره احزاب بزرگتر از سوره بقره بوده و دويست آيه از آن ساقط شده[٦]. و يا آن آياتى كه روايات مجعوله مذكور مىگويد منسوخ التلاوه شده و جمعى از مفسرين[٧] اهل سنت هم براى دفاع از يك حديث كه گفته پارهاى از قرآن را خدا از يادها برد و تلاوتش را منسوخ كرد پذيرفتهاند، كجا رفتهاند؟ و چطور گم شدهاند، كه حتى يك نفر هم سراغ يكى از آن هزارها را نگرفته است؟!.
و اگر شما هم همان حديث را سند قرار دهيد، و بگوييد خدا از يادها برده مىپرسيم از ياد بردن خدا چه معنا دارد؟ و مقصود از نسخ تلاوت چه مىتواند باشد؟ آيا نسخ تلاوت بخاطر اين بوده كه عمل به آن آيات منسوخ شده؟ پس چرا آيات منسوخه ديگرى
[١] آنان را كتاب و حكمت مىآموزد. سوره جمعه، آيه ٢.
[٢] تا بيان كنى براى مردم آنچه را به ايشان نازل مىشود. سوره نحل، آيه ٤٤.
[٣] تفسير نور الثقلين، ج ١، ص ٤٣٨، ح ٣٤.
[٤] اتقان، ج ١، النوع التاسع عشر.
[٥] الاتقان، ج ١، ص ٦٥.
[٦] الاتقان، ج ٢، ص ٢٥.
[٧] تفسير فخر رازى، ج ٣، ص ٢٣١.