ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢ - معناى عزت و عزيز و داراى عزت بودن خداى تعالى
محكمى قرار گرفته كه نمىتوان به آن دست يافت[١].
بنا بر اين، عزت عزيز، آن حالتى است كه به خود گرفته و دست يافتن به وى دشوار شده است، و عزيز قوم هم آن كسى است كه بر همه قاهر است، و كسى بر او قاهر نيست، چون مقامى دارد كه هر كه قصد او را كند مانعش مىشوند، و از دسترسى به او بازش مىدارند تا نتواند مقهورش كند. و باز به همين جهت هر چيز ناياب را عزيز الوجود مىگويند، و اگر در قرآن كريم به معناى مشقت هم آمده مانند:(عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ)[٢] و مانند:(وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ)[٣] باز به همين مناسبت است، زيرا هر چيزى كه بر انسان گران آيد و مشقت داشته باشد حتما دستيابى به آن مشكل است، پس عزيز مىباشد.
و اگر خداى سبحان عزيز است (و بلكه همه عزتها از او است) براى اين است كه او ذاتى است كه هيچ چيز از هيچ جهت بر او قهر و غلبه ندارد، و او بر همه چيز و از هر جهت قهر و غلبه دارد و اگر كس ديگرى از عزت سهمى دارد از او و به اذن او گرفته است، هم چنان كه فرمود:(أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً)[٤] و نيز فرموده:
(مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً)[٥].
كلمه حميد كه در آيه مورد بحث آمده بر وزن فعيل و به معناى مفعول از ماده حمد است، و حمد عبارت است از ثناى جميل و مدح بر خوبيهاى اختيارى، و چون تمام جمالها و خوبيها به او منتهى مىشوند در نتيجه تمام حمدها مخصوص او خواهد بود، هم چنان كه خودش فرموده:(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ)[٦].
از جمله حرفهاى عجيب و غريب، سخنى است كه از امام فخر رازى نقل مىكنند،- و ما آن را به زودى بيان مىكنيم- كه گفته است: كلمه حميد به معناى داناى بى نياز است[٧].
[١] مفردات راغب، ماده عز .
[٢] بر او رنج بردن شما سخت است. سوره توبه، آيه ١٢٨.
[٣] و در سخن سركشى و غلبه كرد بر من. سوره ص، آيه ٢٣.
[٤] آيا عزت را از ناحيه خود جستجو مىكنيد و حال آنكه عزت همهاش از خدا است؟ سوره نساء، آيه ١٣٩.
[٥] هر كه عزت مىخواهد( بايد بداند) تمامى عزتها از خداست. سوره فاطر، آيه ١٠.
[٦] تمامى حمدها از آن خداست كه پروردگار عالميان است. سوره حمد، آيه ٢.
[٧] تفسير فخر رازى، ج ١٩، ص ٧٥.